تعداد صفحه: 7
نوع فایل: Word
فرمت فایل: docx
*** قابل ویـرایش
فهرست مطالب
ازدواج موقت برای جوانان یا نوجوانان دانش آموز یا دانشجو یا سایر افراد، چه مزایا یا مضراتی دارد؟
مزایای ازدواج موقت برای جوانان و نوجوانان
مضرات و پیامدهای منفی ازدواج موقت برای جوانان و نوجوانان
ازدواج موقت به دلایل زیر برای جوانان و نوجوانان به طور عام، پیشنهاد نمیشود:
نتیجه گیری:
ازدواج موقت برای جوانان یا نوجوانان دانش آموز یا دانشجو یا سایر افراد، چه مزایا یا مضراتی دارد؟
اولاً به نظر می رسد ازدواج موقت برای نوجوانان دانشآموز به صلاح نباشد، چون شرایط سنّی آنها اقتضای چنین امری را ندارد، بهترین راه برای نوجوانان این است که از طریق ورزش و رعایت مسایل اخلاقی سعی کنند غریزة جنسی خویش را مهار سازند و اگر احساس نیاز نمودند، زمینة ازدواج دایم آنها فراهم شود. امّا در مورد جوانان که از نظر سنی آمادگی ازدواج را دارند، دو راه پیش روی آنها قرار دارد 1. ازدواج موقت 2. ازدواج دایم، در این نوشتار مزایا و مضرات ازدواج موقت را مورد بررسی قرار میدهیم و در پایان راه حلّی نیز ارایه خواهد شد.
ازدواج موقت به دلایل زیر برای جوانان و نوجوانان به طور عام، پیشنهاد نمیشود:
الف: در قدم اول مبانی نظری ازدواج موقت و شرایط آن از منابع معتبر مانند کتاب، سنّت و سیرة عملی، معصومان ـ علیهم السّلام ـ استخراج شود، که البتّه در این خصوص کارهای مفیدی انجام شده و مشکل عمدهای به نظر نمیرسد.
ب: پس از استخراج و تبیین نظری دیدگاه ازدواج موقت، کار عمده و اساسی آن است که مجموعهای از صاحبنظران (فقهاء، حقوقدانان، روانشناسان، و جامعهشناسان) راههای اجرای آن را در جامعه با توجّه به شرایط موجود ارزیابی نموده و اصولی را به عنوان بندهای قانون ازدواج موقت، تدوین نمایند.
ج: در مرحلة سوم برای آنکه اجرای قانون ازدواج موقت، بتواند مورد تأئید و پذیرش افراد جامعه قرار گیرد، لازم است بهترین شیوه برای تبلیغ آن مورد استفاده واقع شده، تا به مرور زمان مقاومتها و مخالفتها کمتر شده و ازدواج موقت جزء فرهنگ عمومی جامعه گردد.
امّا از آنجا که دیدگاه ازدواج موقت مورد کارشناسی واقع نشده و طرحی عملی و کاربردی برای آن وجود ندارد و تنها در حدّ یک نظریه و حکم شرعی تبلیغ شده است، طبیعی است که هیچ ضمانت اجرایی برای آن وجود ندارد و نمیتوان امیدوار بود که بتوان با تبلیغ آن، بخشی از مشکلات جامعه را حلّ کرد. بنابراین وجود نداشتن طرحی عملی و کاربردی برای ازدواج موقت و قانونی که بتواند از پیامدهای منفی آن جلوگیری کند، یکی از اساسیترین مشکلات اجرای ازدواج موقت در جامعه است. و اگر بااین وضع، جوانان را تشویق به ازدواج موقت کنیم، قطعاً مورد سوءاستفاده واقع شده و مشکلات بسیاری به بار خواهد آورد.
تعداد صفحه: 25
نوع فایل: Word
فرمت فایل: docx
*** قابل ویـرایش
فهرست مطالب
مقدمه
ویژگیهای جوانان کربلا
شرح حال برخی از جوانان و نوجوانان کربلا
1- عباس بن علی (علیه السلام):
2- علی بن حسین، امام زین العابدین (سجاد) (علیهالسلام
3- علی بن الحسین (علی اکبر علیه السلام):
4- عبدالله بن علی (علیه السلام):
5- عثمان بن علی (علیه السلام):
6- جعفر بن علی (علیه السلام):
7- ابوبکر بن علی (علیه السلام):
8- قاسم بن الحسن (علیه السلام):
9- ابوبکر بن الحسن (علیه السلام):
10- عبدالله بن الحسن (علیه السلام):
11- عون بن عبدالله:
12- محمدبن عبدالله
13- عبدالله بن مسلم:
14- محمد بن مسلم:
15- عبدالرحمن بن عقیل:
16- جعفر بن عقیل:
17- سیف بن الحارث «الهمدانی»
18- مالک بن عبدالله «الهمدانی»
19- شبیب
20- عائذ بن مجمع:
21- عمرو بن قرظه:
22- عمرو بن جناده:
23 و 24- عبدالله و عبدالرحمن بن عروه:
25 و 26- وهب و همسرش (هانیه)
27 و 28- عبدالله و عبیدالله بن یزید:
29- عبدالرحمن بن مسعود:
30- عمار بن حسان:
31- حبشی بن قیس بن سلمه:
منابع:
مقدمه
گرچه در کارنامه حیات اجتماعی بشر، حماسههای بسیار بزرگی در طول تاریخ به ثبت رسیده است، اما به اعتراف بسیاری از صاحبنظران، هیچ یک از رخدادهای تاریخی قابل مقایسه با حماسه عاشورای امام حسین علیه السلام نیست. در تمام حرکتهای بزرگ اصلاحطلبانه و انقلابهای رهاییبخش حساسترین مسئولیتها بر عهده نیروهای توانمند جوان قرار داده میشود. در نهضت عاشورا نیز مهمترین و سرنوشتسازترین نقشها را نیروهای جوان عهده دار بودند که طی آن هفتاد و دو تن از بهترین مردان شهید شدند.
امام رضا ( علیهالسلام) به «ریان ابن شبیب» فرمود: «ای پسر شبیب! هجده نفر از ما بنیهاشم در کربلا شهید شدند که در روی زمین نظیر نداشتند. این هجده نفر به استثنای فرمانده لایق و پیشوای عالیقدر خود امام حسین (علیهالسلام) که پنجاه وهفتساله بود، همه جوان بودند؛ جوانان سی و پنجساله و کمتر تا نوجوانان دوازده ساله و ده ساله! سایر جانبازان کربلا نیز اکثرا نسل جوان بودند. در حقیقت میتوان گفت اکثریت فداکاران قهرمان کربلا را جوانان تشکیل میدادند».[1] به گفته منابع، برخی از آنان سخت و برخی دیگر عادی میجنگیدند و گروهی همانند عبدالله بن حسن (علیهالسلام) با سپر کردن دست، به دفاع از امام میپرداختند؛ آنان همچنان که آگاهانه و بدون اکراه به کاروان امام پیوسته بودند، با شور و شوق و عشق و ایمان و اخلاص پا به عرصه نبرد میگذاشتند.آنها علاوه بر ایفای نقش رزمی، در زمینه فرهنگی نیز فعال بودند و آن را مقدم بر نبرد دانسته، ابتدا به مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن و سپس در قالب رجزها و اشعار به معرفی امام (علیهالسلام) و زدودن غبار جهل و نادانی کوفیان پرداختند.از اقدام آنها در معرفی پیامبر (ص) و امامشان معلوم میشود که تبلیغات سوء و هجمه فرهنگی دشمن شخصیت آنها را ترور کرده و از آنان چهرهای غیر واقعی به مردم ارائه داده است و همان تهاجم فرهنگی بوده که زمینه تهاجم نظامی را فراهم کرده و میزبان را با شمشیر آخته به استقبال میهمان برده است؛ چنانکه از موضوع قرار گرفتن دفاع و حمایت از دین و امام در تبلیغ دین استفاده میشود که تصور و اندیشه سپاه کوفه از حضور حسین بن علی و یارانش در میدان نبرد دستیابی بر اهداف دنیوی و مادی بوده و او بر خلیفه مسلمین خروج کرده است. دستگاه حکومتی یزید هم از ابتدا بر این امر واقف بود که باید حسین و یارانش را یاغی، آشوبگر، خارجی و خشونتطلب و خود را پاسدار صلح و امنیت و حامی دین و منافع مردم معرفی کند. از این روست که با گستاخی تمام، حسین (علیهالسلام) و یارانش، سپاه کفر و یزید و لشکریانش، سپاه اسلام خوانده میشوند، چنانکه وقتی دستور حمله بر سپاه حسین بن علی (علیهالسلام) صادر میشود، فریاد عمربنسعد بلند شده و خطاب به سپاهیان یزیدبنمعاویه میگوید:
«یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری»؛ ای سپاهیان خدا! بر مرکب سوار شوید و به بهشت دل خوش دارید.[2]یزیدیان را سپاه خدا دانسته، وعده بهشت میدهند، ولی حسین بن علی (علیهالسلام) را بشارت آتش و جهنم، فریاد به نام حق «یا حسین! ابشر بالنار؛ ای حسین! به آتش بشارتت باد».[3] از حلقوم ناپاک عبدالله بن حوزه به گوش رسد و اسیران دربند جهل و نادانی، همچنان ناآگاه. در چنین شرایطی برای یاران و سپاهیان حسین بن علی (علیهالسلام) درد ناشی از نیزه و شمشیر، گواراتر از جهل و نادانی مردم بود. از این رو مسئولیت تبلیغ و آگاه کردن مردم، برای آنان وظیفه و جهادی دیگر در جبهه فرهنگی به شمار میآمد که همزمان در حضور در جبهه نظامی، در آن جبهه نیز حضوری فعال داشتند و چنان که اشاره کردیم، قبل از مقابله نظامی به مبارزه با تهاجم فرهنگی برخاسته و در آن شرایط بحرانی و دشوار، در فرصتهایی هرچند کوتاه، با ایراد رجزهای روشنگرانه و هدف دار خود به بیان حقایق و واقعیتها پرداختند و بهانه ندانستن و نشناختن را از کوفیان گرفتند.
هنگامی که یزید بن معاویه شرافت و فضیلت را لگدکوب میکرد، این جوانان فداکار مردانه قیام کردند. سیمای جوانی این جوانان پر شور و از جان گذشته تا همیشه در تاریخ رستاخیز حسینی میدرخشد. آری چهره تابناک آن جوانان بود که تلؤلؤ خاص قیام تاریخی حسین (علیهالسلام) را در دل قرنها بهیادگار باقی نهاد.
ویژگیهای جوانان کربلا
موفقیت در انجام مسؤولیتهای خطیری که بر عهده یکایک یاران امام حسین (علیهالسلام) در کربلا نهاده شده بود، جز از طریق آراسته بودن به فضیلتهای والای انسانی و الهی امکانپذیر نمیباشد. بدون شک وجود مجموعه ای از صفات و ویژگیهای برجسته انسانی در جوانان و نوجوانان کربلا بود که آنان را به عنوان دلاورمردان تاریخ و اسوه همه ایثارگران بعد از خود در طول تاریخ زنده نگهداشته و جاودانه کرده است. در اینجا به برخی از ویژگیهای جوانانی که تا آخرین قطره خون خویش از رهبری و اهداف والای این نهضت دفاع کردند، اشاره میشود. امید که این نوشتار ناچیز به آشنایی بیشتر نسل جوان جامعه اسلامی با اسوه و الگوهای جاودان نهضت عظیم عاشورا کمک نماید.
جوانان پاکباز عاشورا به دلیل پرورش در دامان خانوادههای مؤمن و پرهیزکار، به کاملترین مراحل ایمان دست یافته و در راه حاکمیت احکام الهی آماده شهادت بودند.
وقتی امام حسین (علیهالسلام) در مسیر کربلا در منزل «قصر بنی مقاتل» به دنبال خوابی که دیده بودند، جمله «انالله و انا الیه راجعون» را بر زبان آوردند. «علی اکبر» جلو رفت و علت را جویا شد. حضرت فرمود: «اسب سواری جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: این قوم شبانگاه در حرکت است و مرگ به استقبالشان میآید.» علی اکبر گفت: «پدرم! آیا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود: «سوگند به خدا که ما برحقیم» علی اکبر گفت: «پس ما را باکی از مرگ نیست».[4]
بدیهی است اینگونه از خود گذشتگی حکایت والای یقین و ایمان دارد. لذا وقتی علیاکبر به عنوان اولین شهید از بنیهاشم عازم میدان شدند، در توصیف ویژگیهای اخلاقی و کمالات بلند الهی او فرمودند: پروردگارا شاهد باش که به مبارزه این مردم ستمگر جوانی را، که شبیهترین مردم از نظر خلقت و اخلاق و گفتار به رسول تو بود، فرستادیم و ما هرگاه اشتیاق دیدار پیامبرت را پیدا میکردیم به چهره او نگاه میکردیم.[5]
در شب عاشورا نیز وقتی امام حسینعلیه السلام به اصحاب خود مژده شهادت در راه خدا میدادند، ناگهان حضرت قاسم، فرزند امام مجتبیعلیه السلام رو امام کرده فرمودند: عموجان! آیا این فیض بزرگ شامل حال من نیز خواهد شد؟! امام حسینعلیه السلام در حالیکه سخت تحت تاثیر برادرزاده مهربان قرار گرفته بود، از او پرسیدند: پسرم مرگ در کام تو چه طعمی دارد؟ عرض کرد: مرگ در راه حق برای من شیرینتر از عسل است! آنگاه امامعلیه السلام فرمودند: آری به خدا سوگند تو نیز یکی از کسانی خواهی بود که فردا به فیض عظیم شهادت نائل میآیی. وی از شنیدن این خبر بسیار خوشحال گشت.[6]
در دوران حاکمیت حکومت اموی، به دلیل تبلیغات زهرآگین علیه خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله، تشخیص حقانیت امام حسین علیه السلام کار آسانی نبود و حتی بسیاری از سیاستمداران بزرگ تحت تاثیر وضع حاکم، قیام آن حضرت را مورد انتقاد قرار میدادند و افراد به اصطلاح خیرخواه، به امام علیه السلام توصیه میکردند که دست از مخالفت با یزید برداشته با او به گونهای مصالحه کنند! در چنین موقعیتی عدهای از جوانان با بصیرت به ضرورت قیام امام حسین علیه السلام پی برده و با تمام وجود به حمایت از او پرداختند و لحظهای در این راه به خود تردیدی راه ندادند. امام صادق علیه السلام در یک مورد وقتی به توصیف صفات و فضیلت بینظیر فرمانده و پرچمدار لشکریان امام حسین میپردازد، میفرمایند: خدا رحمت کند عموی ما عباس را او از بصیرت و ژرف بینی بسیار نافذ و ایمان بسیار استوار برخوردار بود. به همراه اباعبدالله به جهاد پرداخت و در نهایت هم به فیض شهادت نایل آمد.[7] در جایی دیگر، در این باره در زیارتنامه آن حضرت میخوانیم: گواهی میدهم که تو در امر دین و اعتقادات هیچگونه سستی از خود نشان ندادی و از روی علم و آگاهی و بصیرت کامل به انجام وظیفه پرداختی و به شایستهترین انسان اقتدا کردی و در این مسیر به شهادت رسیدی.[8]
آری، به برکت همین بینش ژرف و بصیرت کامل، دشمن نتوانست راه او را از امام حسین (علیه السلام) جداسازد.
تعداد صفحه: 28
نوع فایل: Word
فرمت فایل: docx
*** قابل ویـرایش
فهرست مطالب
مقدمه
ویژگیهای جوانان کربلا
شرح حال برخی از جوانان و نوجوانان کربلا
1- عباس بن علی (علیه السلام):
2- علی بن حسین، امام زین العابدین (سجاد) (علیهالسلام):
3- علی بن الحسین (علی اکبر علیه السلام):
4- عبدالله بن علی (علیه السلام
5- عثمان بن علی (علیه السلام):
6- جعفر بن علی (علیه السلام):
7- ابوبکر بن علی (علیه السلام):
8- قاسم بن الحسن (علیه السلام):
9- ابوبکر بن الحسن (علیه السلام
10- عبدالله بن الحسن (علیه السلام):
11- عون بن عبدالله:
12- محمدبن عبدالله:
13- عبدالله بن مسلم:
14- محمد بن مسلم:
15- عبدالرحمن بن عقیل:
16- جعفر بن عقیل:
17- سیف بن الحارث «الهمدانی»
18- مالک بن عبدالله «الهمدانی»
19- شبیب
20- عائذ بن مجمع
21- عمرو بن قرظه:
22- عمرو بن جناده:
23 و 24- عبدالله و عبدالرحمن بن عروه:
25 و 26- وهب و همسرش (هانیه)
27 و 28- عبدالله و عبیدالله بن یزید:
29- عبدالرحمن بن مسعود:
30- عمار بن حسان
31- حبشی بن قیس بن سلمه:
نتیجه گیری
مقدمه
گرچه در کارنامه حیات اجتماعی بشر، حماسههای بسیار بزرگی در طول تاریخ به ثبت رسیده است، اما به اعتراف بسیاری از صاحبنظران، هیچ یک از رخدادهای تاریخی قابل مقایسه با حماسه عاشورای امام حسین علیه السلام نیست. در تمام حرکتهای بزرگ اصلاحطلبانه و انقلابهای رهاییبخش حساسترین مسئولیتها بر عهده نیروهای توانمند جوان قرار داده میشود. در نهضت عاشورا نیز مهمترین و سرنوشتسازترین نقشها را نیروهای جوان عهده دار بودند که طی آن هفتاد و دو تن از بهترین مردان شهید شدند.
امام رضا (علیهالسلام) به «ریان ابن شبیب» فرمود: «ای پسر شبیب! هجده نفر از ما بنیهاشم در کربلا شهید شدند که در روی زمین نظیر نداشتند. این هجده نفر به استثنای فرمانده لایق و پیشوای عالیقدر خود امام حسین (علیهالسلام) که پنجاه وهفتساله بود، همه جوان بودند؛ جوانان سی و پنجساله و کمتر تا نوجوانان دوازده ساله و ده ساله! سایر جانبازان کربلا نیز اکثرا نسل جوان بودند. در حقیقت میتوان گفت اکثریت فداکاران قهرمان کربلا را جوانان تشکیل میدادند».[1]
به گفته منابع، برخی از آنان سخت و برخی دیگر عادی میجنگیدند و گروهی همانند عبدالله بن حسن (علیهالسلام) با سپر کردن دست، به دفاع از امام میپرداختند؛ آنان همچنان که آگاهانه و بدون اکراه به کاروان امام پیوسته بودند، با شور و شوق و عشق و ایمان و اخلاص پا به عرصه نبرد میگذاشتند.
آنها علاوه بر ایفای نقش رزمی، در زمینه فرهنگی نیز فعال بودند و آن را مقدم بر نبرد دانسته، ابتدا به مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن و سپس در قالب رجزها و اشعار به معرفی امام (علیهالسلام) و زدودن غبار جهل و نادانی کوفیان پرداختند.
از اقدام آنها در معرفی پیامبر (ص) و امامشان معلوم میشود که تبلیغات سوء و هجمه فرهنگی دشمن شخصیت آنها را ترور کرده و از آنان چهرهای غیر واقعی به مردم ارائه داده است و همان تهاجم فرهنگی بوده که زمینه تهاجم نظامی را فراهم کرده و میزبان را با شمشیر آخته به استقبال میهمان برده است؛ چنانکه از موضوع قرار گرفتن دفاع و حمایت از دین و امام در تبلیغ دین استفاده میشود که تصور و اندیشه سپاه کوفه از حضور حسین بن علی و یارانش در میدان نبرد دستیابی بر اهداف دنیوی و مادی بوده و او بر خلیفه مسلمین خروج کرده است. دستگاه حکومتی یزید هم از ابتدا بر این امر واقف بود که باید حسین و یارانش را یاغی، آشوبگر، خارجی و خشونتطلب و خود را پاسدار صلح و امنیت و حامی دین و منافع مردم معرفی کند. از این روست که با گستاخی تمام، حسین (علیهالسلام) و یارانش، سپاه کفر و یزید و لشکریانش، سپاه اسلام خوانده میشوند، چنانکه وقتی دستور حمله بر سپاه حسین بن علی (علیهالسلام) صادر میشود، فریاد عمربنسعد بلند شده و خطاب به سپاهیان یزیدبنمعاویه میگوید:
«یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری»؛ ای سپاهیان خدا! بر مرکب سوار شوید و به بهشت دل خوش دارید.[2]
یزیدیان را سپاه خدا دانسته، وعده بهشت میدهند، ولی حسین بن علی (علیهالسلام) را بشارت آتش و جهنم، فریاد به نام حق «یا حسین! ابشر بالنار؛ ای حسین! به آتش بشارتت باد».[3] از حلقوم ناپاک عبدالله بن حوزه به گوش رسد و اسیران دربند جهل و نادانی، همچنان ناآگاه. در چنین شرایطی برای یاران و سپاهیان حسین بن علی (علیهالسلام) درد ناشی از نیزه و شمشیر، گواراتر از جهل و نادانی مردم بود. از این رو مسئولیت تبلیغ و آگاه کردن مردم، برای آنان وظیفه و جهادی دیگر در جبهه فرهنگی به شمار میآمد که همزمان در حضور در جبهه نظامی، در آن جبهه نیز حضوری فعال داشتند و چنان که اشاره کردیم، قبل از مقابله نظامی به مبارزه با تهاجم فرهنگی برخاسته و در آن شرایط بحرانی و دشوار، در فرصتهایی هرچند کوتاه، با ایراد رجزهای روشنگرانه و هدف دار خود به بیان حقایق و واقعیتها پرداختند و بهانه ندانستن و نشناختن را از کوفیان گرفتند.
هنگامی که یزید بن معاویه شرافت و فضیلت را لگدکوب میکرد، این جوانان فداکار مردانه قیام کردند. سیمای جوانی این جوانان پر شور و از جان گذشته تا همیشه در تاریخ رستاخیز حسینی میدرخشد. آری چهره تابناک آن جوانان بود که تلؤلؤ خاص قیام تاریخی حسین (علیهالسلام) را در دل قرنها بهیادگار باقی نهاد.
ویژگیهای جوانان کربلا
موفقیت در انجام مسؤولیتهای خطیری که بر عهده یکایک یاران امام حسین (علیهالسلام) در کربلا نهاده شده بود، جز از طریق آراسته بودن به فضیلتهای والای انسانی و الهی امکانپذیر نمیباشد. بدون شک وجود مجموعه ای از صفات و ویژگیهای برجسته انسانی در جوانان و نوجوانان کربلا بود که آنان را به عنوان دلاورمردان تاریخ و اسوه همه ایثارگران بعد از خود در طول تاریخ زنده نگهداشته و جاودانه کرده است. در اینجا به برخی از ویژگیهای جوانانی که تا آخرین قطره خون خویش از رهبری و اهداف والای این نهضت دفاع کردند، اشاره میشود. امید که این نوشتار ناچیز به آشنایی بیشتر نسل جوان جامعه اسلامی با اسوه و الگوهای جاودان نهضت عظیم عاشورا کمک نماید.
جوانان پاکباز عاشورا به دلیل پرورش در دامان خانوادههای مؤمن و پرهیزکار، به کاملترین مراحل ایمان دست یافته و در راه حاکمیت احکام الهی آماده شهادت بودند.
وقتی امام حسین (علیهالسلام) در مسیر کربلا در منزل «قصر بنی مقاتل» به دنبال خوابی که دیده بودند، جمله «انالله و انا الیه راجعون» را بر زبان آوردند. «علی اکبر» جلو رفت و علت را جویا شد. حضرت فرمود: «اسب سواری جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: این قوم شبانگاه در حرکت است و مرگ به استقبالشان میآید.» علی اکبر گفت: «پدرم! آیا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود: «سوگند به خدا که ما برحقیم» علی اکبر گفت: «پس ما را باکی از مرگ نیست».[4]
بدیهی است اینگونه از خود گذشتگی حکایت والای یقین و ایمان دارد. لذا وقتی علیاکبر به عنوان اولین شهید از بنیهاشم عازم میدان شدند، در توصیف ویژگیهای اخلاقی و کمالات بلند الهی او فرمودند: پروردگارا شاهد باش که به مبارزه این مردم ستمگر جوانی را، که شبیهترین مردم از نظر خلقت و اخلاق و گفتار به رسول تو بود، فرستادیم و ما هرگاه اشتیاق دیدار پیامبرت را پیدا میکردیم به چهره او نگاه میکردیم.[5]
در شب عاشورا نیز وقتی امام حسینعلیه السلام به اصحاب خود مژده شهادت در راه خدا میدادند، ناگهان حضرت قاسم، فرزند امام مجتبیعلیه السلام رو امام کرده فرمودند: عموجان! آیا این فیض بزرگ شامل حال من نیز خواهد شد؟! امام حسینعلیه السلام در حالیکه سخت تحت تاثیر برادرزاده مهربان قرار گرفته بود، از او پرسیدند: پسرم مرگ در کام تو چه طعمی دارد؟ عرض کرد: مرگ در راه حق برای من شیرینتر از عسل است! آنگاه امامعلیه السلام فرمودند: آری به خدا سوگند تو نیز یکی از کسانی خواهی بود که فردا به فیض عظیم شهادت نائل میآیی. وی از شنیدن این خبر بسیار خوشحال گشت.[6]
در دوران حاکمیت حکومت اموی، به دلیل تبلیغات زهرآگین علیه خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله، تشخیص حقانیت امام حسین علیه السلام کار آسانی نبود و حتی بسیاری از سیاستمداران بزرگ تحت تاثیر وضع حاکم، قیام آن حضرت را مورد انتقاد قرار میدادند و افراد به اصطلاح خیرخواه، به امام علیه السلام توصیه میکردند که دست از مخالفت با یزید برداشته با او به گونهای مصالحه کنند! در چنین موقعیتی عدهای از جوانان با بصیرت به ضرورت قیام امام حسین علیه السلام پی برده و با تمام وجود به حمایت از او پرداختند و لحظهای در این راه به خود تردیدی راه ندادند. امام صادق علیه السلام در یک مورد وقتی به توصیف صفات و فضیلت بینظیر فرمانده و پرچمدار لشکریان امام حسین میپردازد، میفرمایند: خدا رحمت کند عموی ما عباس را او از بصیرت و ژرف بینی بسیار نافذ و ایمان بسیار استوار برخوردار بود. به همراه اباعبدالله به جهاد پرداخت و در نهایت هم به فیض شهادت نایل آمد.[7] در جایی دیگر، در این باره در زیارتنامه آن حضرت میخوانیم: گواهی میدهم که تو در امر دین و اعتقادات هیچگونه سستی از خود نشان ندادی و از روی علم و آگاهی و بصیرت کامل به انجام وظیفه پرداختی و به شایستهترین انسان اقتدا کردی و در این مسیر به شهادت رسیدی.[8]
آری، به برکت همین بینش ژرف و بصیرت کامل، دشمن نتوانست راه او را از امام حسین (علیه السلام) جداسازد.
در فرهنگ اسلامی وفا از نشانههای ایمان است. پیامبراکرمصلی الله علیه وآله بارها تاکید میفرمودند: هر کس به خدا و عالم آخرت ایمان آورد، باید وفای به عهد و پیمان را لازم بشمارد و از آن تخلف ننماید.[9] بارزترین صفت جوانان کربلا، وفاداری آنان به امام زمانشان است. چرا در سختترین شرایط، حاضر نشدند عهدی را که با امام خود بسته بودند نقض کنند. در میان اصحاب اباعبدالله، حضرت ابوالفضل العباس در آراستگی به این فضیلت از جایگاه امتیاز ویژهای برخوردار بودند. نام عباس بن علی علیه السلام، همیشه با صفت وفا قرین است.
در عصر تاسوعا شمر از سوی عبیدالله بن زیاد، اماننامهای را برای آن حضرت و برادرانش آورد. او در پاسخ به شمر فرمود: ما هرگز نیازی به امان شما نداشتهایم و نداریم. برای ما امان الهی کفایت میکند خداوند بر تو و بر امانی که برای ما آوردهای لعنت کند. آیا شما به ما امان میدهید، ولی فرزند رسول خدا را مورد تعرض قرار میدهید. هرگز ما حاضر به پذیرش چنین کاری نخواهیم شد.[10]
تعداد صفحه: 40
نوع فایل: Word
فرمت فایل: docx
*** قابل ویـرایش
فهرست مطالب
مقدمه
- فضای مجازی :
- سبک زندگی :
- زندگی دوم :
1- نوع جدیدی از گذران اوقات فراغت
2- نوع جدیدی از فعالیت های اقتصادی
3- تنوع و تازگی:
4- کسب تجارب غیر ممکن در دنیای واقعی
5- کسب تجارب مالی و اقتصادی جدید
6- تحصیل در رشته های دلخواه
7- امکان جدید برای حضور در فعالیت های سیاسی
1- حاکمیت فرهنگی جریان مسلط به فناوری اطلاعات
2- شکلگیری هویت مجازی
3- شکستن شدن مرز بین فضای حقیقی و فضای مجازی
4- زمینهسازی گسست نسلی
5- بلوغ جنسی زودرس در اتاقهای گفتوگو و شبکههای اجتماعی
6- اعتیاد اینترنتی
7- ترویج نظام سرمایه داری و الگوی زندگی مصرفی
8- مشروعیت بخشی همجنسگرایی
9- ترویج زندگی حیوانی !
10- ترویج سکولاریسم و یا بی اثر بودن دین در زندگی
11- گسترش تفکر « آواتاریسم » و منجی سازی غربی
الف – کتاب ها :
ب – مقالات :
ج – پایان نامه:
مقدمه
امروزه شاهد بروز عصری هستیم که به مدد تکنولوژی، فضای مجازی و اینترنت در سطحی گسترده با فضای واقعی به رقابت برخواسته و با توجه به استقبال شدید نسل جوان در ورود به این دنیای مبهم و جذاب، اهمیت و میزان حضور نوع دیگری از زیستن که به «زندگی دوم» شهرت یافته روزبهروز گستردهتر میشودو همین گستردگی ابعاد مختلف فضای مجازی است که سبب شده تا در کنار تمامی کاربردها و ویژگیهای منحصر به فرد ، شاهد بروز روزافزون چالشهای متعددی در جوامع و بخصوص جامعه خودمان نیز باشیم؛ چالشهایی که حتی در جوامع اروپایی و آمریکا نیز نگرانیهایی را در پی داشته است.
یکی از این نگرانیها اثرگذاری تکنولوژه های وابسته به اینترنت بر رفتار و روابط اجتماعی افراد است اما اکنون با ورود نسل جدیدی از بازی های رایانه ای و نیز سایت های با امکانات ویژه، و بخصوص سایت های «زندگی دوم» ابعاد نگرانی های کارشناسان فرهنگی و اجتماعی ابعاد تازه تری به خود گرفته است. این سایت ها با امکانات گسترده همچون فضاهای جذاب بازی های آن لاین و .... نمونهای از سایتهای کاربردی در فضای اینترنت بوده و در واقع جایی هستند که در آن فناوری و ارتباطات اجتماعی در فضایی مجازی با یکدیگر تلفیق میشوند. در آن فضاها هر کاربر یک شهروند است و هر شهروند این امکان را دارد که آنگونه که دوست دارد خود را تجسم کند.
بطور کلی میتوان گفت زندگی در اینگونه فضاهای مجازی می تواند تاثیرات مثبت و منفی مختلفی بر «سبک زندگی» کاربران داشته باشد. فرصتهای آموزشی ، اقتصادی و... از جمله نقاط مثبت این فضاها میباشد اما حضور در این دنیاها میتواند آسیب پذیریهای اجتماعی و خانوادگی را نیز همراه داشته باشد. در جامعه ما یکی از مهمترین چالشهای فرارو ، تضادهای فرهنگی جامعه با این ابزارها و دستاوردهای حاصل از آنها است . در این میان ، بدیهی است با سرعت گرفتن رشد تکنولوژی های ارتباطی و ورود این فناوری ها به کشور و در عوض عدم برنامه ریزی در داخل ، این تضادها به شکل برجستهتری نمایان میشوند و آسیب بیشتری را متوجه جامعه میکنند.
گسترش استفاده از اینترنت و امکانات حاصل از این تکنولوژی ، بدون فراهم آمدن زیرساختهای فرهنگی لازم ، می تواند چالشی فراروی انتقال ارزشها ، باورها و هنجارهای ملیمذهبی و در یک کلمه «سبک زندگی» به نسل بعد محسوب شود. البته این تکنولوژی، فرصت های بسیاری را برای ما فراهم میآورد و بسیاری از امور را برایمان تسهیل میکند و باید اذعان داشت در دنیای امروزی نمیتوان از این تکنولوژی چشمپوشی کرد لیکن این به معنای بی توجهی به ابعاد مختلف این پدیده نیست . یکی از مهمترین وجوه تاثیر گذاری اینترنت و فضای مجازی در جامعه گسترش پدیده ای موسوم به «زندگی دوم» است که با توجه به اهمیت آن در این پژوهش قصد بررسی ابعاد مختلف تاثیر گذاری آن بر روی جوانان، دانش آموزان و نسل جدید را داریم که بی شک می تواند «سبک زندگی ایرانی اسلامی »ما را در آینده نزدیک با چالشی جدی مواجه سازد.
مطالعه و پژوهش در موضوع «سبک زندگی » در واقع به عنوان یک حوزه مطالعاتی «بینرشتهای» تلقی میشود. ورود دانش های گوناگون از جمله ارتباطات ، رسانه و دینشناسی به این حوزه نیز شاهدی بر مدعای فوق است. «سبک زندگی» به عنوان دانشی نو پدید و فراگیر، ظرفیت مسألهسازی در حوزههای مختلف عمل و زندگی از یک طرف و علم و نظر از طرف دیگر را دارد. امروز با گسترش کاردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در زندگی روزمره شاهد شکل گیری نسل جدیدی از ابزارهای اینترنتی هستیم که امکانات بیشتری را برای روابط متقابل مذاکره گفتگو و بطور کلی روابط دو سویه فراهم آورده است (بشیر و افراسیابی ، 31:1391). این ابزار ها در کنار نکات مثبت و منفی بسیاری که پیرامون آنها وجود دارد تاثیرات بسیاری بر شیوه تفکر و زیستن آحاد جامعه و در کل «سبک زندگی» داشته است. «سبک زندگی» که امروزه به یکی از مفاهیم بنیادین در تحلیل های اجتماعی تبدیل شده ( ربانی و شیری، 1388 :21-11 ). یکی از حوزه های جدید و مهم مطالعاتی محسوب می شود که در سال های اخیر توجه عده قابل ملاحظه ای از محققان اجتماعی را به خود جلب کرده است (شکوری، 1385).
اکنون ما در فضای مجازی و شبکه های گسترده اجتماعی حاصل از نسل جدید اینترنت شاهد پدیده نوینی به نام « زندگی دوم » هستیم که با توجه به امکانات گسترده و جذابیت های بیشمار به سرعت به فضای محبوب نسل جوان تبدیل شده است «فیلیپ روزدال» بنیانگذار زندگی دوم میگوید: «زندگی دوم یک بازی رایانهای نیست بلکه جایی است که مردم آنگونه که میپسندند زندگی میکنند، سرگرمی دارند، و حتی به نحوی که دوست دارند درآمد کسب میکنند. درواقع زندگی دوم بهترین محل برای کسانی است که از محیط اطرافشان خسته شدهاند یا در شرایط بد آبوهوایی ، کاری و ... زندگی میکنند. زندگی دوم دنیایی است که مطابق با میل افراد طراحی می شود».( ویستا، 1392 ) در ابتدا باور این مسئله سخت است که چگونه میتوان با دنیای مجازی بدینگونه ارتباط برقرار کرد، ولی طبق آمار بدست آمده افراد با یک بار وارد شدن به این دنیا چنان مجذوب آن میشوند که به آن عادت خواهند کرد و اهمیت آن بگونهای میشود که نمیتواند آن را براحتی کنار بگذارد.
اکنون در فضای مجازی، فضای نو و جدیدی برای شکل دهی به یک نوع زندگی که « زندگی دوم » (Second Life) نامیده می شود ، در اختیار بشر قرار گرفته است که در آن فرد میتواند با چهرهی مطلوب و دلخواه خود در آن حضور پیدا کرده و با دیگران به تعامل بپردازد و در فضایی مبتنی بر رؤیاهای خویش زندگی کند که اگرچه هیچ یک از مؤلفههای این زندگی واقعیت ندارند ولی بطور چشم گیری در زندگی فرد اثرگذارند .در فضای زندگی مجازی(Virtual Life) ، «سبک زندگی خاصی که هیچ گاه رنگ و بوی واقعیت و تجسم مادی را به خود نخواهد گرفت، شکل میگیرد» . در این فضا که مرز هم نمیشناسد، همه به نوعی یک متعامل(interactor) به حساب می آیند و هیچ کس ، بخاطر آن که از کشوری خاص است ، مورد بازخواست قرار نمی گیرد، بلکه بیشتر به خاطر آن چه که هست ، مورد ارتباط قرار می گیرد. اهمیت این نوع زندگی اگرچه از یک طرف به خاطر تجارب با واسطه ای است که در آن روی می دهد اما به جهت وقت بسیار زیادی که از یک فرد در فضای مجازی می گیرد و به لحاظ تاثیرات شگرفی که در نحوه تعاملات و حضورش در فضای واقعی ایجاد می کند می تواند در حوزه مطالعات «سبک زندگی» از اهمیتی به مراتب بالاتر برخوردار شود.
در«سبک زندگی مجازی شده» ، یک نوع «ازجاکندگی» دیده می شود که افراد با اینکه در محلی خاص زندگی می کنند ، اما بدون مرز ، در فضا و زمانی دیگر ، در حال سیر هستند که شرط وقوع از جاکندگی است (گیدنز، 25:1384) و این با ارزش ها و فرهنگ بسیاری از جوامع از جمله جامعه ما همخوانی ندارد و می تواند تهدیدی فراروی نسل آینده که اکنون جوانان و نوجوانان دانش آموز و دانشجوی ما هستند محسوب شود .
ما در این پژوهش ضمن بررسی وجوه مهم تاثیر گذاری فضای مجازی بر نوع زندگی و نحوه ارتباطات اجتماعی افراد به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی هستیم که زندگی دیگر به عنوان یکی از امکانات نوین موجود در فضای مجازی چگونه می تواند به عنوان تهدیدی فرارروی مسیر ترسیم شده در « سبک زندگی ایرانی – اسلامی » ما محسوب شود؟
برای اینکه بتوانیم به درک درستی از موضوع دست یابیم و به درستی مسیر پیش رو تا پاسخ به پرسش اساسی مورد نظر خود را طی کنیم لازم است تا در ابتدا به دریافت مشترکی از برخی موضوعات و مباحث مرتبط با بحث نائل شویم از اینرو در ادامه به تعریفی از برخی واژگان و مفاهیم می پردازیم:
- فضای مجازی :
فضای مجازی اصطلاحی جدید و زاده دوران معاصر است . به طور کلی این اصطلاح مفهومی نو است که با شیوه زندگی و تفکر دوران معاصر مبتنی بر تکنولوژی نوین اطلاعاتی در ارتباط نزدیک است . برای بیان این مفهوم گاهی از واژه «سایبر» نیز استفاده می شود و در کل منظور ، فضای کاری و زندگی مبتنی بر رایانه و اینترنت است که متفاوت با فضای واقعی و ارتباطات فیزیکی بوده و خود سازنده یک فضای جغرافیای جدید اما مجازی است . در یک تعریف ساده می توان گفت ، این فضا در حقیقت ارتباط داخلی عمده افراد بشر را از طریق کامپیوتر و ارتباطات از راه دور ، بدون در نظر گرفتن جغرافیای فیزیکی به عهده دارد . به بیان دیگر ؛ فضای مجازی ، جهان ذهنی اطلاعات و شبکه های الکترونیکی است که با اینترنت قابل دسترس است و اغلب با حیطه ناشناخته مقایسه می شود که مرز های نامحدودی دارد (میردامادی ،1380: 8 ) در زبان جاری انفورماتیک این واژه به معنای کاربرد اینترنت در تمامی ابعاد فرهنگی ، فنی و اجتماعی آن است . این فضا می تواند محل مراجعه با هدف تجاری ، تفریحی ، پژوهشی و .... باشد بدون آنکه فرد ناچار باشد محل زندگی خود را ترک نماید .
امروزه برای بسیاری از مردم ، فضای مجازی بخشی از زندگی روزمره شده است . هنگامی که نامه های الکترونیکی خود را می خوانیم و یا در یک بحث همزمان آزاد شرکت می کنیم ، در فضای مجازی به سر می بریم . در این فضا ، قادریم ضمن تبادل نظر ، شخصیتی مجازی برای خود بیافرینیم همچنین فرصت آشنایی با گروه های جدیدی را داریم که در آن با مردمانی از سراسر دنیا در ارتباط هستیم .
نکته بسیار مهم اینست که اگر چه فضای مجازی ، مفهومی است مرتبط با اینترنت اما دقیقا با آن یکی نیست . ارتباطات مجازی قبل از اینترنت ، آن هم در قالب پدیده دیجیتال شروع شد لیکن بعد ها این ارتباطات و تعاملات در اینترنت به شکلی دیگر که مد نظر ماست ادامه یافت . فضای مجازی اینترنت را می توان به سرزمینی مجازی دارای زندگی های مجازی و جوامع مجازی تشبیه کرد ، در این فضا زندگی ها و جوامع در عین اینکه واقعیت فیزیکی ندارند اما می توانند به شدت دنیای واقعی را تحت تاثیر قرار دهند . تا آنجا که امروز بی اغراق می توان گفت رفته رفته فضای مجازی جایگزین فضای واقعی می شود . از اینرو تنها وجه متمایز فضای مجازی و دنیای حقیقی در این است که حضور شخصیت ها قابل لمس نبوده و افراد فاقد واقعیت فیزیکی هستند . در این فضا افراد موجودیت خود را مدیون تکنولوژی های ارتباطی هستند . از ویژگیهای مهم دنیای مجازی این است که انتقال سریع و آنی داده ها را امکان پذیر می کند و در حقیقت فاصله های جغرافیایی و زمانی موجود را از میان می برد .
تعداد صفحه: 10
نوع فایل: Word
فرمت فایل: docx
*** قابل ویـرایش
فهرست مطالب
مقدمه
1- تعریفی در مورد رابطه دخترو پسر چیست؟
2- علت بوجود آمدن این رابطه چیست؟
3- علت گرایش و نیاز به برقراری ارتباط اجتماعی سالم با جنس مخالف در میان دختران و پسران چیست؟
4- آیا دو جنس در سنین قبل از ازدواج به رابطه نیاز دارند؟ چگونه ؟
5- علل گرایش دو جنس از دیدگاه یک مشاور ؟
6- نقش خانواده ها در این گونه روابط چگونه است ؟
7- در چه محدودی زمانی تمایل افراد به این روابط افزایش می یابد؟چرا؟
8- آیا روابط بین دختر و پسر می تواند بر جامعه اثر مثبت یا منفی بگذارد چگونه؟
9- آیا راهی وجود دارد که بشود؟ این نیاز را تعدیل کرد؟
10-آیا تعدیل این نیاز عواقب سویی هم به دنبال دارد ؟
10- آیا می توان این رابطه را قانونمند کرد ؟ چه طور؟
11- راه حل چیست؟
مقدمه
در حال حاضر آموزشهای لازم در خصوص تغییرات فیزیولوژیک و روحی و روانی دوران بلوغ به نوجوانان مورد بی توجهی قرار گرفته و این رده سنی از طریق گروه همسالان کم و بیش با این پدیده طبیعی آشنا می شوند. در شرایطی که بیشتر خانواده ها اجازه رابطه با جنس مخالف را نمی دهند فرزندان روابط مخفیانه ای برقرار می کنند که در برخی موارد به رابطه جنسی می انجامد.
"پروین دایی پور" روانشناس و محقق اجتماعی می گوید: گرایش به جنس مخالف از پدیده های شایع دوره نوجوانی و از تغییرات دوران بلوغ است. در این دوره نوجوان از رابطه با جنس مخالف لذت می برد که کنشی طبیعی از مراحل رشد انسان است اما مشکل زمانی ایجاد می شود که بعضی از نوجوانان فراتر از سطح سن و تجربه خود وارد روابط جنسی می شوند.
وی در پاسخ به این سوال که "چرا باید در سنین بلوغ احساس عشق و مهرورزی در نوجوانان شکل بگیرد ،در صورتی که به طور طبیعی (تا سنین 20 تا 25سال) پختگی و تجربه لازم برای برقراری رابطه با جنس مخالف وجود ندارد" اظهار می دارد: این فاصله زمانی برای رشد نوجوان و رسیدن به پختگی و کمال در روابط اجتماعی لازم است. در سنین بلوغ نوجوان نگاه کنجکاوانه ای به جنس مخالف دارد و با شنیدن و نگاه کردن به اطراف تصویری ایده آل از همسر آینده خود در ذهن ایجاد می کند .در این فرآیند زمانی که نوجوان به سنین جوانی (پایان 20سال) می رسد از تجربه لازم برخوردار شده و می تواند روابط جدی با جنس مخالف برقرار کند.
وی ادامه می دهد:حدی از روابط دختر و پسر برای رشد به هنجار آنها لازم است مشکل اصلی این روابط آن است که تعدادی از نوجوانان (به طور تجربی20تا 30 درصد) زمانی که عاشق می شوند به خود اجازه می دهند روابط جدی با طرف مقابل برقرار کرده و وارد رابطه جنسی شوند.
دایی پور با بیان اینکه "دخالت های خارجی موجب تشدید آسیب های دوران بلوغ می شود"می گوید: نوجوانان در سنین بلوغ تحت فشار عاطفی و هیجانی زیادی قرار دارند و به دلیل تفاوت های فرهنگی و ارزشی بین والدین و فرزندان تحت فشارها و محدودیت های خارجی نیز قرار می گیرند در این دوره نوجوانان به طور طبیعی گرایش به مظاهر نو دارند و در مورد نوع ظاهر ، مدل مو و انتخاب پوشش با والدین خود اختلاف دارند. این نوع گرایشات طبیعی و از عوارض دوران بلوغ است که اگر والدین برخورد درستی با آن داشته باشند با گذشت زمان تعدیل می شود. متاسفانه به دلیل فشارها و محدودیت هایی که والدین بر فرزندان خود اعمال می کنند "تب دوره نوجوانی" در انها نهادینه شده و والدین و فرزندان وارد یک دوره طولانی لجاجت می شوند.
وی ادامه می دهد:خانواده ها اطلاع چندانی از شرایط دوران بلوغ ندارند و با ظهور علایم دوران بلوغ در فرزندان خود دچار ترس شده و از رفتارهای جنسی فرزندان خود واهمه دارند و به محدود سازی فرزندان خود می پردازند. این شرایط باعث می شود که تعارض بین والدین و فرزندان زیاد شده و نوجوان از لحاظ عاطفی تحت فشار شدیدی قرار گیرد. در این صورت برای ارضای نیاز های روانی خود به اجتماع کشیده می شود و با اولین ابراز محبت ها احساس "عاشق شدن" در او شکل می گیرد و فکر می کند کسی پیدا شده که او را می فهمد و تایید می کند.
134 ص
نمونه سوال مسائل جوانان و نوجوانان تا 14 ترم همراه با پاسخنامه