ماهیت کار
عکاسان تصویرهائی را تولید و حفظ میکنند که منظره ای را به تصویر میکشند ، داستانی را بازگو میکنند یا حادثه ای را ثبت میکنند. برای خلق عکسهائی با کیفیت تجاری ، عکاسان باید تخصص فنی و خلاقیت را با هم داشته باشند . ایجاد یک تصویر موفق نیاز به انتخاب و ارائه سوژه ای با توانائی تاثیر گذاری خاص و انتخاب تجهیزات مناسب دارد. به عنوان مثال ، عکاسان ممکن است با نورپردازی ظاهر یک سوژه را تقویت کنند و یا با تار کردن پس زمینه توجه بیننده را به جنبه خاصی از تصویر معطوف کنند.
نویسنده: رابرت لیوینگستون اسکایلر
تصور اینکه تاریخ باید موعظه کند، سرگذشتى دراز دارد. به عقیده تاکیتوس(2)، مهمتریننقش تاریخ این است که نمىگذارد کارهاى شایسته فراموش شوند و آدمیان را از ترس تقبیحآیندگان از کردار بد باز مىدارد. این نظر بطبع نزد مصلحان اخلاقى سخت مقبول افتاده است.فىالمثل، لوتر مى گوید از تاریخ "یاد مىگیریم که پارسایان و فرزانگان در پى چه چیزها بودند واز چه دورى مىجستند و چگونه مىزیستند و روزگار بر آنان چه سان مىگذشت یا به چهپاداشى رسیدند، و بعکس، بدکاران و اصرار ورزان بر جهل چگونه عمر به سر بردند و چهکیفرهایى بر ایشان رانده شد." لرد بالینگ بروک(3) نیز که در امور دینى بر عقل آدمى تکیه داشت وبهرغم اقرار به وجود بارى، منکر دخالت خدا در امور جهان بود، و مشکل بتوان او را در صفمصلحان اخلاقى جاى داد، از همین نحله بود. در یکى آثار وى - نامههایى درباره مطالعه و فایدهتاریخ(4) - مىخوانیم: "طبیعت به ما کنجکاوى داده است تا ذهنهاى ما را به کار و کوشش وادارد،اما هرگز بر آن نبوده که کنجکاوى بزرگترین - و به طریق اولى، یگانه - هدف کاربرد اذهان باشد.مقصود حقیقى و صحیح از به کار انداختن ذهن، بهکرد دائم فضیلتهاى فردى و اجتماعى است."به نظر وى، مطالعه تاریخ "از هر مطالعه دیگرى براى یاد دادن فضیلتهاى فردى و اجتماعى به ما،شایستهتر و درستتر است." در نزد بالینگ بروک نیز مانند دیونوسیوسِ هالیکار ناسوسى(5)،تاریخ براستى همان فلسفه است، منتها "با سرمشقهایى که از وقایع ماضى و کردار گذشتگانمىآورد، پند مىدهد." اگر تاریخ تکرار شود - چنانکه توکودیدس(6) معتقد بود و هنوز افراد عادى و برخى از مربیان و معلمان عقیده دارند - پس تاریخ باید براى کسانى که بدانند چگونه آن را بهطرز درست بخوانند، خزانه پهناور حکمت و فرزانگى و سکاندار راستین زندگى باشد. بر طبقاین رأى، تاریخ بواقع یکى از شعبههاى فن موعظه است که ما را به فضیلت سفارش مىکند و ازرذیلت برحذر مىدارد، و نخستین وظیفه آن اندرزگویى است.
حمله آمریکا به لیبى
• ۱۹۸۶
در چنین روزى در سال ۱۹۸۶ ایالات متحده حمله اى هوایى را به لیبى آغاز کرد و البته آن زمان دلیل چنین کارى حمایت لیبى از تروریسم و خطرناک بودن کشور لیبى براى مردم آمریکا معرفى شد. ساعت حوالى دو بعدازظهر به وقت لیبى بود که حمله آغاز شد و مدت زمان آن یک ساعت بود. بیش از ۱۰۰ هواپیما برخاستند تا مراکز تروریسم را در لیبى بمباران کنند و از جمله این اهداف محل زندگى معمر قذافى رهبر لیبى بود.در دهه هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ شعار آمریکا این بود که قذافى حامى مالى دشمنان آمریکا است. آمریکا و انگلیس چنین عنوان مى کردند که قذافى از فلسطین گرفته تا فیلیپین و ایرلند، به تمامى دشمنان آمریکا و انگلیس کمک مى کند و آنها را بر ضد این دو کشور تجهیز مى کند.
لغو قرارداد
۲۷ فروردین۱۳۰۰
سیدضیاءالدین طباطبایى (رئیس کابینه کودتا) در روز ۲۷ فروردین ۱۳۰۰ با انتشار اعلامیه اى لغو رسمى قرارداد ۱۹۱۹ میان ایران و انگلستان را اعلام کرد. این قرارداد روز نهم اوت ۱۹۱۹ (۱۷ تیرماه ۱۲۹۸) میان وثوق الدوله (رئیس الوزراى وقت ایران) و سر پرسى کاکس (وزیر مختار بریتانیا در تهران) امضا شده بود، اما اجراى آن در اثر مخالفت هاى داخلى و خارجى عملاً متوقف ماند و در سال ،۱۳۰۰ دیگر از آن به قراردادى «مرده» تعبیر مى شد. با وجود این لرد کرزن، وزیر امور خارجه انگلستان و طراح اصلى قرارداد، نسبت به آن تعصبى عجیب داشت و لغو رسمى اش توسط سیدضیاء به مذاق او هیچ خوش نیامد. چنانچه به خاطر داشته باشیم که سقوط کابینه سیدضیاء (برخلاف آنچه در تاریخ رسمى مشهور است) تا حدود زیادى نتیجه عدم حمایت دولت بریتانیا از آن بود، اهمیت رنجش کرزن از این اقدام رئیس الوزراى دولت کودتا بیشتر روشن مى شود.
تـــــو ای زن ای تو معــنی محبت
تـو ایثاری تو صبری تو شـــــهامت
به داغ بردگــی تا کـــــی بسوزی
تو تا کی مـبتلای تیــــــره روزی *
اگر در هر پدیده ای از جهان بنگریم، یک نوع تحول و تکامل وجود داشته و دارد که خواهی و نخواهی تابع قانونمندی تکامل بستر زمان خود بوده و حال نیز می باشد. چنانچه به این گفتهء زیبا توجه نماییم که: «جهان در تغییر است و زمان نمی ایستد.»
پس جهان بشریت نیز از این قانونمندی اسثتنا نبوده و نسبت به دیگر پدیده ها بیشتر و شفاف تردرمیسر رشد وشکوفایی ژرف قرارگرفته وانسان با ذات وجوهر پویندهء خود طبیعت را به نیازمندی های روز افزون خویش مبدل نموده وباعث به وجود آوردن تمدن ها، ارزشهای مادی و معنوی در تاریخ تکامل جهان بشریت گردیده است و بقاء والای انسان را نیز تضمین کرده است.
در قرآن شریف آمده است که:«سرنوشت مردم و قومی را تغییرنمی دهد، مگر که خود آن مردم و آن قوم سرنوشتش را تغییر دهد.» (1)
ماجرای خونین کربلا آنقدر عظیم و تأسفبار است که زمان را در خود هضم میکند. ظهر عاشورای سال 61 هجری بهراستی زمین و زمان و عرش و فرش را به هم درآمیخت. تاریخ بعد از این واقعه خونبار به تعبیری از قلم میافتد زیرا روایت ظهر عاشورا در نوع خود نهایت و اوج تبیین حدیث دردمندی اولاد آدم است. قلم بعد از بیان این ماجرا چه بنویسد و تاریخ از پس این واقعه چه بگوید؟ از این رو در کتب تاریخ و در خطبه خطیبان و واعظان و در روایت پیران و عالمان بهندرت شرحی از سالهای بعد از آن واقعه میخوانیم و میشنویم و دفتر پریشانی تاریخنویسان حداکثر تا کاخ الخضرای یزید در کوچه پشت مسجد اموی دمشق باز است و اگر مورخی به جنبه فلسفی و تحلیلی واقعه کربلا نیز بپردازد آن را تا تبلیغ و تشریح ماجرا از زبان زینب کبری و امام سجاد(ع) و تصویر دردناکی اسارت اهل بیت سالار شهیدان ادامه میدهد و دیگر هیچ!
خطّ
تاریخ پیدایی خط، به درستی معلوم نیست. این اندازه روشن است که نخستین نوشتارهای انسان، بسیار ساده و ابتدایی بوده است؛ به این معنی که با طرزی به دور از ظرافت تصویر چیزها را می¬کشیدند و به این ترتیب مقصود خود را به دیگران می¬فهماندند. به این نوع خط « خط تصویری » می¬گویند.
خط تصویری به تدریج تکامل پیدا کرد و پس از گذشتن از مرحله¬ علامت¬نویسی (معنی نگاری) به مرحله¬ی الفبایی قدم گذاشت. الفبا برای اولین بار در میان فنیقیها، که در سرزمین فنیقی (لبنان کنونی و حوالی آن) سکونت داشتند، رواج پیدا کرد و از آنجا به سایر جاها پراکنده شد. ایرانیان در دوره¬ پادشاهی مادها، علامتهای میخی بابلی را اقتباس کردند و مانند فنیقیها، از آن الفبایی مستقل ترتیب دادند.
خط میخی: الفبایی را که ایرانیان در عهد باستان به کار می¬بردند، خط میخی نام نهاده¬اند. این نام گذاری از آن جهت بوده¬ است که برای نوشتن آن از میله¬ آهنی کوچک یا چوبی شبیه به میخ استفاده می¬کردند و خطهایی که با آن بر لوحه¬های گلی نقش می¬کردند شبیه به میخ بود.
این خط که می¬توان آن را خط « هجایی » نامید، دارای سی و شش حرف (هجا) بود و از چپ به راست نوشته می¬شد.
خط اوستایی: تاریخ اختراع خط اوستایی را اواخر دوره¬ ساسانی دانسته¬اند. از این خط برای نوشتن متون دینی مربوط به آیین زردشتی، به ویژه کتاب اوستا استفاده شده است. این خط از راست به چپ نوشته می¬ شد و چهل و چهار حرف داشت.
خط پهلوی: خطی را که ایرانیان در عصر اشکانی و ساسانی به کار می¬برند و تا چند قرن بعد از اسلام هم به کار می¬رفته است، خط « پهلوی» می¬نامند. کلمه¬ی «پهلوی» اصلاً از واژه¬ی «پژتو» گرفته شده که اسم قوم اشکانی بوده است.
خط پهلوی که قسمت عمده ادبیات پارسی میانه بدان نوشته شده دارای اصلی آرامی (یکی از خطوط سامی) است. این خط بیست و دو حرف (هجا) داشته و به مانند اوستایی از راست به چپ نوشته می-شده است.
زبان
زبان ایرانیان پیش از اسلام – که مادر و ریشه¬ زبان روز ایران است – پارسی (فارسی) نامیده می-شود. این زبان از شاخه¬ زبان¬های هندو اروپایی است و به سه دوره¬ی جداگانه تقسیم می¬شود :
1. فارسی باستان: که در دوره¬ی هخامنشی رایج بوده و فرمانها و نامه¬های شاهان به آن زبان نوشته می¬شده است.
و...
گرد آوری شده در 21 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش
فهرست مطالب
شیوه های گرد آوری اطلاعات... 7
ارائه روش های پیشنهادی جهت حل مسأله. 11
اقدام و اجرای راه حل های پیشنهادی.. 12
ارزیابی بعد از اجرای طرح ( نقاط قوت ) 16
چکیده :
بسیاری از مورخان، محققان و دانشمندان ایران و جهان با اذعان به علم بودن تاریخ و حتی قبول آن به عنوان مادر علوم نقش قابل توجه و انکارناپذیر تاریخ در زندگی بشر را گوشزد کرده و بر این مسائل اتفاق نظر دارند که تاریخ عبرت آموز بوده و می تواند با یادآوری اشتباهات بزرگ گذشته، انسانیت را از تکرار (لااقل عمدی و اختیاری) آن ها باز دارد. به علاوه تاریخ تجربه گذشته را به تجربه کنونی می افزاید و زندگی را پرمایه تر می کند. اتکا بر تجارب گذشته غالباً اخذ تصمیم را در زندگی روزانه آسان می کند و چونان چراغی برای راه آینده ما عمل می نماید.حس تاریخی لازمه ی حیات و بقای ملت ها به شمار می آید. هر ملتی با اتکا به شخص ها، حماسه ها، کتاب ها، شعرها، یادآوری خطرات و صدمات گذشته، بزرگداشت پیروزی ها و تجلیل از قهرمانان و ... هم در شکل گیری این حس و هم در تقویت هر چه بیش تر و مداوم آن می کوشد. ملت ما و دیگر ملت های بزرگ جهان به اتکای همین حس تاریخی است که در تاریخ دوام آورده اند و در برهه هایی، صاحب آوازه و افتخار شده اند. تضعیف این حس را باید خطری جدی در حیات عالی هر کشور دانست. اینجانب ...... آموزگار پایه پنجم ابتدایی هستم و مدت ...... سال است که در آموزش و پرورش در حال خدمت هستم.هم اکنون در این آموزشگاه ... دانش آموز دارم. در این پژوهش سعی من بر این است که بتوانم دانش آموزان کلاسم را به درس تاریخ علاقه مند سازم . امید است گزارش تخصصی فوق مورد قبول همگان قرار گیرد.