با فرمت word و در 49 صفحه
فهرست برخی مطالب:
مقدمه:
فلسفه وجودی بودجه
واژه شناسی بودجه
تعریف بودجه
مراحل تشکیل بودجه:
اصول بودجه
4-1- اصل سالانه بودن بودجه
4-2- اصل تعادل بودجه
4-3- اصل وحدت بودجه
4-4- اصل کاملیت یا جامعیت بودجه
4-5- اصل شاملیت یا تفصیل بودجه
4-6- اصل تخصیص و عدم تخصیص بودجه
4-7- اصل انعطاف پذیری
روش های مختلف انعطاف پذیری در بودجه
4-8- اصل تحدیدی بودن هزینه ها
4-9- اصل تخمینی بودن درآمدها
4-10- اصل تنظیم بودجه بر مبنای عملیات
4-11- اصل تقدم درآمد بر مخارج
4-12- اصل تفکیک هزینه های مستمر از غیر مستمر
تعریف بودجه ریزی
بودجه ریزی افزایشی :
بودجه ریزی برنامه ای
بودجه ریزی بر مبنای صفر
مفهوم بودجه ریزی عملیاتی:
اهداف بودجه عملیاتی:
نتیجه اینکه:
بررسی و آسیب شناسی نظام بودجه ریزی عملیاتی
روشهای برآورد هزینه
نارسایی های بودجه بندی :
تفریغ بودجه :
تعریف:
مبانی قانونی تفریغ بودجه
1) اصل 55 قانون اساسی:
اهداف تهیه تفریغ بودجه
تاکید تفریغ بودجه
الف - تاکید بر ایفای وظایف مندرج در قوانین
ب - تاکید بر ارائه گزارش کلیه قسمتهای قانون بودجه
ج - تاکید بر گزارشگری تفصیلی
د - تاکید بر ارائه نتایج ناشی از حسابرسی و رسیدگی
هـ - تاکید بر ارائه عملکرد دستگاههای اجرائی
کسری بودجه و انواع آن
انواع کسری بودجه :
1-کسر بودجه اداری ( غیرمعقول ):
2-کسربودجه ناشی از اوضاع واحوال اقتصادی:
3- کسربودجه مربوط به ساختمان اقتصادی :
در کشورهای توسعه یافته
دریافت وام از منابع داخلی
انتشاراوراق قرضه:
کاهش هزینه ها :
نتیجه
تحلیلی برنظام بودجه ریزی در ایران
1- مشکلات عمده نظام بودجهریزی کشور
1-1-1- طبقهبندی وظایف دولت
طبقهبندی اقلام بودجه
ساختار سازمانی و مراکز مسئولیت
ساختار بودجه ملی و استانی
مشکلات عمده فرایندهای بودجهریزی
مکانیزمهای ارتباطی بودجههای سالانه با برنامههای میانمدت
فرایندهای تهیه و تدوین بودجه
فرایندهای تصویب بودجه
فرایندهای اجرای بودجه
فرایندهای نظارت و کنترل
عمومی کردن و انتشار نتایج بودجه
مشکلات عمده زیرساختهای بودجهریزی
قوانین و مقررات
قانون مالیاتها
مقررات مربوط به اقلام درآمد-هزینه
مقررات بودجه تشکیلات موازی با دولت (نهادها, بنیادها) و شرکتهای دولتی
قانون محاسبات عمومی
قانون برنامه و بودجه
نظام حسابداری بودجه
نظام اطلاعاتی بودجه
تقویت و بهبود مستمر نظام بودجهریزی
2- اهداف و ویژگی های نظام بودجهریزی مطلوب
ثبات اقتصاد کلان از طریق انضباط کلی مالی
فرایندهای اجرای بودجه
فرایندهای نظارت و کنترل
عمومی کردن و انتشار نتایج بودجه
مشکلات عمده زیرساختهای بودجهریزی
قوانین و مقررات
قانون مالیاتها
مقررات مربوط به اقلام درآمد-هزینه
مقررات بودجه تشکیلات موازی با دولت (نهادها, بنیادها) و شرکتهای دولتی
قانون محاسبات عمومی
قانون برنامه و بودجه
نظام حسابداری بودجه
نظام اطلاعاتی بودجه
تقویت و بهبود مستمر نظام بودجهریزی
2- اهداف و ویژگی های نظام بودجهریزی مطلوب
ثبات اقتصاد کلان از طریق انضباط کلی مالی
بودجه بندی نا مطلوب در ایران
بودجه بندی در ایران
چکیده:
مقدمه:
1) کلیاتی در خصوص بودجه
1-1) واژه بودجه:
2-1) تعاریف بودجه:
3-1) سیر تکوین بودجه:
4-1) ضرورت بودجه و بودجه ریزی:
5-1- اهمیت بودجه:
بیان مسئله
اهداف تحقیق
ضرورت تحقیق
روش تحقیق
پرسش ها و فرضیات تحقیق
تاریخچه تأمین اجتماعی
بعد از انقلاب
2) بررسی فرآیند بودجه و بودجه نویسی در سازمان تامین اجتماعی:
1-2- مراحل تهیه بودجه در سازمان تامین اجتماعی
مرحله اول تهیه و تنظیم و پیشنهاد بودجه:
مرحله دوم تصویب بودجه:
مرحله سوم اجرای بودجه:
مرحله چهارم نظارت و کنترل بودجه:
نقش و تاثیر موجودیت های داخلی بر بودجه سازمان
نقش و تاثیر موجودیت های بیرونی بر بودجه سازمان
3) کاستی ها و نقاط ضعف نظام فعلی بودجه ریزی سازمان تامین اجتماعی:
نتیجه گیری
منابع و ماخذ:
56 صفحه word
اصول و مبانی برنامه ریزی
انسانها با حرکت در مسیر تکامل و رشد عقلانی خود به تدریج بر ضرورت برنامه ریزی در زندگی واقف شدند و آن را به منزله ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری نظامهای اجتماعی، مورد توجه قرار دادند. سازمانها و موسسه های اداری امروز، به حدی پیچیده شده اند که بدون اقدام به برنامه ریزیهای دقیق امکان ادامه حیات ندارند.
برنامه ریزی از وظائف بسیار مهم مدیران است و با سایر وظائف آنها نیز ارتباط دارد. اگر نگرش مبتنی بر برنامه ریزی به سراسر زندگی افراد تسری یابد، به نوعی تعهد به عمل بر مبنای تعقل و تفکر آینده نگر و عزم راسخ بر استمرار آن، برایشان ایجاد میشود.
بعلاوه، تحقق اهداف فردی و سازمانی نیز مستلزم برنامه ریزی است به طوری که حتی برای نیل به اهدافی بسیار جزئی و زود گذر (نظیر رفتن به یک مهمانی یا فروش یک محصول) نیز باید برنامه ریزی شود. در واقع نیاز به برنامه ریزی از این مسئله ناشی می شود که همه سازمانها با فعالیت در محیطی پویا، مترصد آنند که منابع محدود خود را برای رفع نیازهای متنوع و رو به افزایش خود صرف کنند. پویایی محیط و وجود تلاطم در آن و عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطیْ، بر ضرورت انکار ناپذیر برنامه ریزی می افزاید.
تعریف برنامه ریزی
چند مورد از تعریف برنامه ریزی بشرح زیر است:
هدف از برنامه ریزی
1- افزایش احتمال رسیدن به هدف، از طریق تنظیم فعالیتها
2- افزایش منفعت اقتصادی از طریق مقرون به صرفه ساختن عملیات
3- متمرکز شدن بر طریق دستیابی به مقاصد و اهداف و احتراز از انحراف از مسیر
4- مهیا ساختن ابزاری بر کنترل
تعریف برنامه
برنامه سندى است که با توجه به هدف و یا اهدافى خاص حاوى مجموعه اى از عملیات و تصمیمات منظم (از نظر سلسله مراتب زمانى) و مربوط به هم (از نظر سلسله مراتب تقدم و تأخر اجرا) جهت تحقق اهداف مورد نظر است.
به عبارت دیگر برنامه عبارتست از مجموعه حقایق و ارقام مرتبطى که مشخص کننده مطلوب ترین راه تحقق اهداف است.
تفاوت میان برنامه و برنامه ریزى
برنامه یک سند است (اغلب مکتوب) که نشان دهنده یک سلسله عملیات مرتبط به هم با زمان بندى خاص. در حالى که برنامه ریزى یک فرآیند و جریان و فعل است که در نهایت منتهى به تهیه سند برنامه مى شود.
انواع برنامه ریزى در سطح کلان[1]
از آنجایى که محصول نهایى فرآیند برنامه ریزى منتج به تهیه سند برنامه مى شود لذا در تقسیم بندى انواع برنامه و انواع برنامه ریزى با اسامى مشترک و همسان سر و کار داریم. در نتیجه توضیح و شرح یکى، آن دیگرى را نیز در برمى گیرد در اینجا به علت وسعت مسأله تنها به تشریح و توصیف انواع برنامه ریزى مى پردازیم.
از جهات مختلف در انواع برنامه ریزى ها به ۴ دسته و عنوان برمى خوریم.
الف - برنامه ریزى از نظر زمانى
از این نظر برنامه ریزى به ۴ دوره مختلف تقسیم مى شود:
۱- کوتاه مدت (۲- ۱ساله)، ۲- میان مدت (۸ – ۳ ساله)، 3 - درازمدت (۲۵ – ۱۰ ساله)، ۴ - غلتان.
ب - برنامه ریزى از نظر مکانى
این نوع برنامه ریزى از وسعت جغرافیایى تأثیر مى گیرد و شامل انواع زیر است:
۱- روستایى ۲- شهرى ۳- استانى ۴- منطقه اى ۵- کشورى یا ملى ۶- جهانى.
ج - برنامه ریزى از نظر مدیریتى
این نوع برنامه ریزى دربرگیرنده جهت گیرى هاى کلى و اساسى نظرى است:
۱- متمرکز یا اجبارى ۲- نیمه متمرکز ۳- مختلط ۴- ارشادى ۵- موضعى و موردى
د - برنامه ریزى از نظر موضوعى
۱- کلان ۲- اقتصادى ۳- بخشى ۴- بین بخشى ۵- جامع ۶- اجتماعى ۷- نیروى انسانى ۸- فیزیکى ۹- آمایش سرزمین ۱۰- بخشى - منطقه اى.
براى این که بهتر بتوانیم تصویر مناسبى از انواع برنامه ریزى داشته باشیم به تعریف و توضیح کوتاهى از برخى آنها مى پردازیم:
برنامه ریزى غلتان
[1] - انواع برنامه ریزی در سطح کلان و در سطح سازمان(یا خُرد) بطور کامل از هم مجزا نیستند و برخی از انواع هر یک در دیگری نیز ممکن است کاربرد داشته باشند.
پیچیدگی فزاینده جوامع مختلف و گسترش ارتباط و وابستگی چند جانبه صنایع، زمینه مساعدی برای رشد کمی و کیفی فرصتها و تهدیدات محیط، فراهم ساخته است. چنانچه از یک سو رشد وتوسعه تکنولوژی انسان را در جدال با رخدادهای طبیعی قدرتمند ساخته و از سویی دیگر پیچیدگی و ارتباط تنگاتنگ صنایع سبب بروز معضلات همه جانبه در رخدادهای ظاهراً واحد شده است....
مقدمه:
پیچیدگی فزاینده جوامع مختلف و گسترش ارتباط و وابستگی چند جانبه صنایع، زمینه مساعدی برای رشد کمی و کیفی فرصتها و تهدیدات محیط، فراهم ساخته است. چنانچه از یک سو رشد وتوسعه تکنولوژی انسان را در جدال با رخدادهای طبیعی قدرتمند ساخته و از سویی دیگر پیچیدگی و ارتباط تنگاتنگ صنایع سبب بروز معضلات همه جانبه در رخدادهای ظاهراً واحد شده است. مقایسه قطع برق یک روستا با مورد مشابه در یکی از شهرهای بزرگ جهان بهخوبی نشانگر درجه آسیبپذیری جوامع پیشرفته است. مقایسه فوق قبل از اینکه مقایسه دونوع جامعه باشد، نشانگر گسترش دامنه هرنوع بحران در جوامع پیچیده است. مرور کوتاهی برچند نمونه بارز از بحرانهای مختلف بیست سال گذشته جهان نکات زیر را نشان میدهد:
صنایع خاصی ظرفیت بالقوه بیشتری برای بروز بحران دارند. از جمله، شیمیایی و پتروشیمی، برق، حمل و نقل هوایی، کشتیرانی؛
باوجود تفاوت این بحرانها، ویژگیهای مشترک زیادی در بحرانهای مختلف به چشم میخورد؛
آمادگی قبلی در کاهش ابعاد خسارت نقش تعیینکننده دارد؛
تصمیمگیریهای عجولانه براساس اطلاعات ناقص دامنه خسارت را چندبرابر افزایش میدهد؛
ارتباطات در ابعاد مختلف نقش بسیار تعیین کنندهای در کنترل بحران دارد.
وظیفه مدیریت بحران اتخاذ تصمیمات موثر براساس اطلاعات صحیح درجهت کاهش خسارات و کنترل سریع بحران است.
باید در تمام برنامهریزیهای بحران جایی را برای موقعیتهای پیشبینی نشده درنظر گرفت.
بحران عبارت است از وضعیتی که نظم سیستم اصلی یا قسمتهایی از آن را مختل کرده و پایداری آن را برهم زند.
غافلگیری اولین عامل مخرب در بحرانهاست.
تصمیمگیریهای مهم همواره از ضروریات بحران در لحظات اول است.
اتخاذ تصمیمهای درست بههنگام بروز بحران به دستهبندی و اقعیتها بستگی دارد.
و...
تعداد صفحات:9
تعریف استراتژی ( فرهنگ لغت بریتانیکا )
استراتژی یعنی هنر برنامه ریزی و هدایت عملیاتی و برای اینکه از تاکتیک متمایز شود باید دارای 3 ویژگی باشد :
هنری مینتزبرگ : برنامه ریزی استراتژیک به معنی PLAN برنامه ، تمهید ، الگو ، وضعیت ، دیدگاه می باشد .
گروه مشاوران بوستون : استراتژی امری مربوط به جایگاه سازمان در میدان رقابتی می گویند .
گروه مشاوران مکنزی : استراتژی عبارتست از درک ابعاد مختلف ساختار صنعت و مبانی رقابت در آن
یا به عبارتی : جهت گیری کل سازمان و تعیین چنین جهتی مستلزم این است که مدیریت ارشد سازمان و تیم برنامه ریزی تفکر خود را روی مقصد استراتژیک سازمان متمرکز کنند تا چگونگی رسیدن به آن
مفاهیم استراتژی :
تعریف مدیریت استراتژیک
ارائه مناسب ترین چارچوبی است که در آن می شود فراگرد برنامه ریزی را مدیریت کرد.
با به عبارتی :
فرایندی که در آن نگرش استراتژیک لحاظ شده باشد . یعنی قادر باشد موضوعات استراتژیک سازمان را شناسائی و تحلیل کرد ، سپس هدفگذاری نموده و رسالت ها و اهداف سازمان را بشناسد سپس بتواند استراتژی مناسب را انتخاب کند.
تعریف مدیریت استراتژیک ( گری هامل )
تحت نظم و قاعده در آوردن ( فرموله کردن ) ، به اجرا در آوردن و ارزیابی کردن کلیه اقدامات و عملیاتی که سازمان را قادر می سازد آینده را دقیقا ( دقیق تر) و روشن تر ترسیم نموده و اهداف خویش را تحقق بخشد .
تعاریف برنامه ریزی استراتژیک
مکاتب مدیریت استراتژی و رویکردهای مدیریت استراتژیک
و . . .
تعداد صفحات:9
چکیده: برنامهریزی، فرآیند آگاهانه تصمیمگیری در مورد اهداف و فعالیتهای آینده یک فرد، گروه،واحد کاری یا سازمان است. مدیر یا مدیران برنامهریزی، برنامهریزی را با یک تحلیل موقعیتی آغاز مینمایند و درچارچوب محدودیت زمانی و منابع، اطلاعات مرتبط با مسأله مورد برنامهریزی را جمعآوری و تفسیر مینمایند؛ سپس با تأکید برخلاقیت، مدیران و کارکنان را تشویق کرده تا بر پایه نگرشی وسیع به امورشان بیندیشند؛ آنگاه با توجه به مزایا، مضرات و تأثیرات بالقوه هرگزینه، مناسبترین و امکان پذیرترین اهداف و طرحها را برگزیده و مدیران و کارکنان را توجیه نموده و منابع مورد نیاز را در اختیار آنان گذاشته و به انجام آن تشویق مینمایند. از آنجائیکه برنامهریزی، فرآیندی پیش رونده و تکرار شونده است، مدیران باید بطور مستمر عملکرد واحدهای تحت تکفلشان را از جهت تطابق با اهداف و برنامهها تحت نظر داشته باشند. در مقاله حاضر شما با این فرآیند و اصول و مبانی برنامهریزی آشنا خواهید شد.
مقدمه
در بحث وظایف مدیریت از پنج وظیفه اصلی سخن به میان آمده است :
1- برنامه ریزی Planning
2- سازماندهی Organizing
3- به کار گماردن Staffing
4- رهبری / هدایت Directhing
5- نظارت / کنترل control
البته غیر از تقسیم بندی فوق نویسندگان مختلف تقسیم بندیهایی دیگری نیز ارائه دادهاند برای نمونه لوترگیولیک وظایف هفت گانهای به شرح ذیل برای مدیریت بیان کرده است :
1- برنامه ریزی Planning
2- سازماندهی Organizing
3- به کار گماردن Staffing
4- هدایت Directing
5- هماهنگ کردن Coordinating
6- گزارش دادن Reporting
7- بودجه بندی Budgeting
او با به کار بردن حروف اول کلمات فوق POSDCORB را ساخته و مورد استفاده قرار داده است.
برخی دانشمندان مدیریت موضوع ایجاد انگیزه و نوع آوری را به عنوان دو وظیفه مدیریت دانسته و برخی دیگر بودجه بندی ، گزارش دادن و به کار گماردن را جزوء وظایف اصلی مدیریت نمیدانند و بسیاری نیز هماهنگی را به جای وظیفه مدیریت، هدف مدیریت به حساب میآورند
برچ در کتاب معروف خود « اصول و تجربه مدیریت » مدیریت را در چهار عنصر خلاصه میکنند که عبارتند از برنامه ریزی ، کنترل ، هماهنگی و ایجاد انگیزه .
فایول نیز وظایف پنجگانه ای برای مدیریت قائل است که عبارتند از : برنامه ریزی، سازماندهی ، هدایت ، کنترل و هماهنگی .
با توجه به اینکه هماهنگی بیش از آنکه یک وظیفه باشد، هدف مدیریت محسوب می گردد ؛ می توان وظایف اصلی مدیریت را در پنج عامل برنامه ریزی ، سازماندهی ، تأمین نیروی انسانی ، هدایت و کنترل خلاصه کرد.
آنچه مسلم است ، برنامه ریزی بر سایر وظایف مدیریت اولویت داشته و مقدم بر آن است. البته همه وظایف مدیریت باهم مرتبط هستند ولی در میان آنها برنامه ریزی از اهمیت و اولویت خاصی برخوردار است .در واقع برنامه ریزی وظیفه اساسی و شالوده مدیریت است .
توالی وظایف پنجگانه مدیریت در شکل زیر قابل تجسم است :
اهمیت و ضرورت برنامه ریزی
همانگونه که عنوان شد در میان همه وظایف مدیریت برنامه ریزی از اساسیترین آنهاست که مانند پلی زمان حال را به آینده مرتبط می سازد. به عبارت دیگر برنامهریزی میان جایی که هستیم با جایی که میخواهیم به آن برویم پلی میسازد و موجب میشود تا آنچه را که در غیر آن حالت شکل نمیگیرد، پدید آید.از آنجایی که همه سازمانها به دنبال آنند که منابع محدود خود را برای رفع نیازهای متنوع و رو به افزایش خود صرف کنند. پوپایی محیط و وجود تلاطم در آن، و عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطی بر ضرورت انکار ناپذیر برنامه ریزی میافزاید.
پیتر دراکر معتقد است که میان موثر بودن (انجام کارهای درست) و کارآیی(درست انجام دادن کارها) تفاوت است و این دو در مراحل انتخاب هدفها و آنگاه در چگونگی کسب آنها توأم می باشد .
تعریف برنامه ریزی
در متون مدیریتی گاهی دو واژه planning , programming را به جای یکدیگر به کار می برند ؛ در حالی که programming به نوعی برنامه ریزی جزئی تر دلالت دارد. برای برنامه ریزی تعاریف متعددی ارائه شده است ؛ بطوریکه هر یک از نظریه پردازان سعی کرده اند با توجه به زمینه تخصصی خود آنرا تعریف کنند . در ذیل چند مورد از این تعاریف ارائه شده است :
1- برنامه ریزی عبارت است از تصمیم گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد
2- برنامه ریزی عبارتست از تعیین هدف و یافتن یا پیش بینی کردن راه تحقق آن
3- برنامه ریزی عبارتست تصور و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و پیش بینی کردن راهها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند.
تعریف نسبتاً جامعدیگری از سیریل هودسن :
برنامه ریزی یعنی ارائه طریق بر عملیات آینده که متضمن نتایج معین با هزینه مشخص و دوره زمانی معلوم است.
هدف از برنامه ریزی
1- افزایش احتمال رسیدن به هدف، از طریق تنظیم فعالیتها
2- افزایش منفعت اقتصادی از طریق مقرون به صرفه ساختن عملیات
3- متمرکز شدن بر طریق دستیابی به مقاصد و اهداف و احتراز از انحراف از مسیر
4- مهیا ساختن ابزاری بر کنترل
و . . . تعداد صفحات:7