فرمت فایل: ورد ( قابلیت ویرایش ) قسمتی از محتوی متن ... تعداد صفحات : 11 صفحه گفتن حکایت دل 1-درست ! خیلی عصبی، خیلی وحشتناک عصبانی من خواهم شد و هستم ،اما چرا شما می خواهید بگویید که من دیوانه هستم؟ بیمار چشمهایم تند است، مختل کننده نیست، خسته کننده نیست. در با همه حالتها (حس) از شنیدنیهای بحران است. من شنیده بودم همه چیزها در بهشت و در زمین من چیزهای زیادی در جهنم شنیده ام. چگونه من دیوانه هستم ؟ هر کن! چگونه به سلامتی-چگونه به آرامی من می توانم به شما کل داستان را بگویم. 2-این غیرممکن است که از اول چگونه بگویم، نظر بدست آمده مغزم است، اما یکبار حامله شدم،آن شب من در روز و شب بود. هیچ هدفی وجود نداشت . هوس وجود نداشت . من پیرمرد دوست داشتم. او هرگز به من بی احترامی نمی کرد. او هرگز توهین به من نکرد. برای طلایش من هیچ آرزویی نداشتم. من فکر می کردم آن چشمش است بعد ان بود! او چشمی از یک گرکس-یک چشم آبی کمرنگ ،یک فیلم بالای آن داشت. هر وقت آن روی من می افتاد، خونم سرد جاری می شد، بنابراین بوسیه درجه بندی خیلی بتدریج –من ذهنم را آماده زندگی با آن ...
دانلود گفتن حکایت دل 7 ص,تحقیق گفتن حکایت دل 7 ص,مقاله گفتن حکایت دل 7 ص,گفتن حکایت دل 7 ص
برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت فروشنده مراجعه بفرمائید
لینک سایت فروشنده فایل
ادامه مطلب ...
یکشنبه 26 خرداد 1398 ساعت 05:41