اما و الله لقد تقمصها ابن ابى قحافة و انه لیعلم ان محلى منها محل القطب من الرحى،ینحدر عنى السیل و لا یرقى الى الطیر.
(نهج البلاغه خطبه شقشقیه)
على علیه السلام هنوز از غسل و تکفین جسد مطهر پیغمبر اکرم فارغ نشده بود که کسى وارد شد و گفت یا على عجله کن که مسلمین در سقیفه بنى ساعده جمع شده و مشغول انتخاب خلیفه هستند.على علیه السلام فرمود سبحان الله!این جماعت چگونه مسلمان میباشند که هنوز جنازه پیغمبر دفن نشده در فکر ریاست و حب جاه هستند؟هنوز على علیه السلام سخن خود را تمام نکرده بود که شخص دیگرى رسید و گفت امر خلافت خاتمه یافت،ابتداء کار مهاجر و انصار بنزاع کشید و بالاخره کار خلافت بر ابوبکر قرار گرفت و جز معدودى از طایفه خزرج تمام مردم با وى بیعت کردند.
على علیه السلام فرمود:دلیل انصار بر حقانیت خود چه بود؟عرض کرد چون نبوت در خاندان قریش بود آنها نیز مدعى بودند که امامت هم باید از آن انصار باشد ضمنا خدمات و فداکاریهاى خود را در مورد حمایت از پیغمبر و سایر مهاجرین حجت میدانستند.
على علیه السلام فرمود چرا مهاجرین نتوانستند جواب مقنعى بانصار بدهند؟عرض کرد جواب قانع کننده انصار چگونه است؟
على علیه السلام فرمود:مگر انصار فراموش کردند که پیغمبر صلى الله علیه و آله دفعات زیاد مهاجرین را خطاب کرده و میفرمود که انصار را عزیز بدارید و از بدان آنها در گذرید،این فرمایش پیغمبر دلیل اینست که انصار را بمهاجرین سپرده است و اگر آنها شایسته خلافت بودند مورد وصیت قرار نمیگرفتند بلکه پیغمبر مهاجرین را بآنها توصیه میفرمود.
ابوعبد الله محمد امین به سال 193 پس از مرگ پدر به خلافت رسید مادرش زبیده دختر جعفر بن منصور بود،
از خلیفگان عباسی هیچکس جز او نبود که از طرف پدر و مادر نسب وی به هاشم رسد. وقتی هارون در طوس بمرد جامه و عصا و خاتم خلافت را برای امین بردند.
دوران امین همه فتنه و آشوب بود و در همان ایام که میان او و مأمون فتنه بود علی بن عبد الله معروف به سفیانی بدعوی خلافت در شام طغیان کرد و عامل امین را براند و دمشق و اطراف آنرا تصرف کرد و چیزی نمانده بود که کار بر او راست شود اما میان قبایل یمنی و مضری شام تصادمی رخ داد که مانع انجام مقصود وی شد.
امین برای خاموش کردن فتنه سفیانی سپاهی فرستاد به فرماندهی حسین پسر علی بن ماهان. آنگاه فرماندهی سپاه را به عبدالله پسر صالح بن علی عباسی داد اما آشفتگی بغداد مانع از آن بود که بر ضد سفیانی کار جدی انجام شود، دو سال و بیشتر شام در آشوب بود حسین بن ماهان بسبب جانبداری از سپاه خراسان کینه شامیان سپاه خویش را تحریک کرد و آب گل آلود شد و او را ببغداد خواندند.
سیوطی به نقل از اسحاق موصلی گوید: امین مردی بخشنده و ادیب بود و شعر نیکو میشناخت اما هوسباز و تفریحدوست بود. ابوالحسن احمر سخندان و نحوی معروف گفته بود: بارها میشد شعری را که شاهد یکی از قضایای نحو بود فراموش میکردم و امین آنرا بخاطر داشت. در صف فرزندان خلفا هیچکس باهوشتر از او و مأمون نبود.
خلقت موجودات و بویژه انسان همواره از جذابترین موضوعات مورد بحث در علوم دینی و نیز علوم تجربی بوده است.برداشت های متعصبانه از دیدگاه علمی و هم مذهبی همواره مبحث خلقت و تکامل موجودات را به جدل تبدیل ساخته است.
"تورات" و "قرآن کریم" محور مباحثات و نظریه پردازیهای مذهبی در زمینه آغاز خلقت و تکامل موجودات بوده است.
علم " دیرینه شناسی" و" زیست شناسی" نیز محوریت مباحثات علمی پیدایش و تکامل خلقت را تشکیل می دهند.
در این مجموعه سعی بر آن است که بحث "خلقت موجودات و تکامل آن" از هر دو دیدگاه علم و دین مورد توجه قرار گیرد.البته مهمترین منبع دینی ما در این خصوص قرآن می باشد.
از نظریات شما جهت تکمیل این موضوع دعوت بعمل می آورم
بهشت حضرت آدم
بر طبق آیات قرآنی حضرت آدم به همراه همسر خویش و نیز شیطان در بهشتی میزیستند که برخی از ویژگیهای آنرا نیز بیان داشته است.
35 بقره- وَ قُلْنَا یَئَادَمُ اسکُنْ أَنت وَ زَوْجُک الجَْنَّةَ وَ ُکلا مِنْهَا رَغَداً حَیْث شِئْتُمَا وَ لا تَقْرَبَا هَذِهِ الشجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظلِمِینَ
و گفتیم: «اى آدم، خود و همسرت در این باغ سکونت گیر[ید]؛ و از هر کجاى آن خواهید فراوان بخورید؛ و[لى] به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود. »
آیه 19 سوره اعراف - وَ یَئَادَمُ اسکُنْ أَنت وَ زَوْجُک الْجَنَّةَ فَکُلا مِنْ حَیْث شِئْتُمَا وَ لا تَقْرَبَا هَذِهِ الشجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظلِمِینَ
و اى آدم! تو با جفت خویش در آن باغ سکونت گیر، و از هر جا که خواهید بخورید، و[لى] به این درخت نزدیک مشوید که از ستمکاران خواهید شد
117 طه - فَقُلْنَا یَئَادَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّک وَ لِزَوْجِک فَلا یخْرِجَنَّکُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشقَى
پس گفتیم: «اى آدم، در حقیقت، این [ابلیس] براى تو و همسرت دشمنى [خطرناک] است، زنهار تا شما را از بهشت به در نکند تا تیره بخت گردى
در این آیات شیطان نیز در بهشت مذکور همراه آدم و همسرش حضور داشته است و بهشت مذکور در آیات 118 و 119 توصیف شده است.
118 طه - إِنَّ لَک أَلا تجُوعَ فِیهَا وَ لا تَعْرَى
در حقیقت براى تو در آنجا این [امتیاز] است که نه گرسنه مىشوى و نه برهنه مىمانى
119 طه- وَ أَنَّک لا تَظمَؤُا فِیهَا وَ لا تَضحَى
و [هم] اینکه در آنجا نه تشنه مىگردى و نه آفتابزده
در این دو آیه ویژگیهای جغرافیایی و زیست محیطی منطقه محل سکونت آدم و همسرش به زیبائی توصیف شده است. این منطقه دارای ویژگیهای زیستگاههای طبیعت کره خاکی است. که دارای انواع درختان مثمر (خوراکی) و غیر مثمر (پوشاک) و نیز چشمههای روان و منابع آب شرب مطلوب و نیز سایههای دائم و آفتابی ملایم و یا نه چندان زننده می باشد. مسلماً در بهشتی که خداوند از آن به عنوان بهشت اخروی نام میبرد و توصیف مینماید در هیچ یک اینگونه بهشت مورد بحث و وصف قرار نگرفته است. بویژه که در بهشت اخروی نه آفتابی وجود دارد و نه هیچگونه عامل زحمت و درد سر (آیه 13 سوره انسان )و ضمن اینکه نیازی به نور آفتاب نیز نمیباشد. با توجه به این آیات بهشت سکونتگاه آدم بایستی مکانی در همین کره زمین باشد. با توجه به آیات مذکور و نشانههای ذکر شده بهشت حضرت آدم در منطقهای استوائی یا نیمه استوائی پر باران و سرشار از منابع آبی و نیز جنگلهای استوائی بوده است.
مقدمه
اوّل: چرا زنان در آخرت؟ و چرا در دنیا نه؟! مگر حقوق زنان در دنیا استیفا شده است که به آخرت پرداختهایم؟ اصولاً با این همه مشکلات و معضلات حقوق زنان در دنیا چگونه نوبت به بحث از زن و آخرت رسیده است؟ آیا با توجه به اولویت مباحث نقد مبتلا به حقوق زنان پرداختن به اینگونه مباحث نسیه و انتزاعی نوعی فرار از واقعیتهای موجود نیست؟ به بیان دیگر ضرورت بحث خود محتاج تبیین است. در این زمینه گفتنی است:
اولاً: جایگاه و حقوق زنان در آخرت فیحدنفسه قابل بحث است و فارغ از نتایج و تأثیرات عملی آن به لحاظ علمی و معرفتی مطرح است. در مطالعة آیات و روایات مرتبط با آخرت در حوزة زنان مسائلی جدی و ابهاماتی بهچشم میخورد که نیازمند حل یا حداقل ایضاح و تشریح است. انتظار آن بود که علوم کلام یا تفسیر به حل و بحث اینگونه مسائل بپردازند که به هر دلیلی آنها را وانهادهاند. عرضة سؤالات و مطالبات جدید در عرصة مسائل زنان، اینگونه مباحث را به علوم کلام یا تفسیر تحمیل میکند و بحث از آنها را ناگزیر میسازد.
ثانیاً: در هر دین و مذهبی تصویری که از آخرت ارائه میشود با ارزشهای مطلوب آن دین و مذهب در دنیا نسبت مستقیم دارد. از بررسی و تحلیل آن وضع مطلوب اخروی بهراحتی میتوان ضوابط و معیارهای دنیوی را ارزیابی کرد. اگر «دنیا مزرعة آخرت است»، از مطالعة محصولات و نتایج آن میتوان به چگونگی این مزرعه پیبرد. دینی که برای زنان در آخرت وجودی تبعی و عرضی و درجة دوم قائل است، طبیعی است که وضعیتی فرودست و سایهای برای زنان در دنیا توصیه کند. در حقیقت وضعیت زنان در آخرت راهنمایی نیکو برای ارزیابی جایگاه دنیوی آنان است.
ثالثاً: تحلیل انتقادی حقوق زن در اسلام و به عبارت دیگر حقوق دنیوی زنان در اسلام و اصلاح اندیشة دینی از احکام متغیر و زمان گرفته و مربوط به عرفیات ماضی نیازمند فراهم آمدن فضایی امن و سالم است. علاوه بر آن چنین مباحثی محتاج تمهید مقدمات و پذیرش مبانی و اصول پایهای است که بدون پذیرش آنها بحث راه بهجایی نمیبرد. بحث ”زنان در آخرت“ در این راستا نگارش یافته است.
دوّم: حوزة بحث، زنان در آخرت از دیدگاه اسلام است و در این میان اتکاء اصلی بر قرآنکریم است. به عبارت دیگر زنان در آخرت از دیدگاه قرآنکریم، هرچند از تعالیم سنت نیز غافل نبودهایم. روش بحث پسینی است، نه پیشینی. یعنی بهجای اینکه بگوئیم زنان در آخرت اینگونه باید باشند و چنین جایگاهی را باید دارا باشند، گفتهایم از مطالعات آیات بهدست میآید که زنان از چنین جایگاهی برخوردار خواهند بود. به عبارت دیگر در مفاد آیات تأمل و چون و چرا روا داشتهایم، پرسیدهایم و کوشش کردهایم پاسخهای قرآنی را بهدست آوریم. آنچنانکه خواهد آمد اینگونه سؤالات چندان برای مفسران مطرح نبوده لذا به طرح بحث نپرداختهاند و آنها را مسکوت وانهادهاند. نگاهی به ادبیات مطالعات زنان نشان میدهد که بحث ”زنان در آخرت“ بحثی تازه است و تاکنون کمتر مورد عنایت و تحقیق پژوهشگران واقع شده است. این هم بر دشواری بحث میافزاید.
سوّم: دخالت جنسیت در آخرت به دو صورت ممکن است. یکی، دخالت جنسیت دنیوی در ثواب و عقاب اخروی، بیآنکه در آخرت جنسیتی مطرح باشد و در قیامت زن و مردی. در این مرحله تأثیر جنسیت در معاد روحانی قابل بحث است. سؤال این قسمت چنین است آیا جنسیت دنیوی یا زن بودن در دنیا تأثیری در معاد روحانی و ثواب و عقاب اخروی دارد یا نه؟
دیگری، دخالت جنسیت در حیات اخروی بهمعنای تفاوتهای جنسی در معاد جسمانی است. یعنی فارغ از تفاوتهای حقوقی زن و مرد در دنیا، آیا زنان و مردان در سرای دیگر. از حقوق و امتیازات متفاوتی برخوردار میشوند یا اینکه جنسیت در بهرهمندی از حقوق و امتیازات مادی دخالتی ندارد؟ واضح است اولاً؛ بدون باور به معاد جسمانی و تحقق بدن انسانی در قیامت چنین بحثی امکان ندارد، و ثانیاً این بحث غیر از بحث اول است. زیرا در بحث اول سخن از دخالت جنسیت دنیوی در ثواب و عقاب اخروی است بدون اینکه در قیامت زن و مرد و بدن مادی در کار باشد و در بحث دوم سخن از دخالت جنسیت در آخرت است یعنی تفاوت حقوق و امتیازات زنان و مردان در قیامت بدون در نظر گرفتن جنسیت دنیوی.
بر این اساس ما بحث را در دو مقام برگزار خواهیم کرد. مقام اول: بررسی تأثیر جنسیت دنیوی در حیات اخروی و مقام دوم: بررسی تأثیر جنسیت اخروی در ثواب و عقاب، اگرچه بحث اول فیالجمله مورد اشاره برخی مفسران قرار گرفته، اما بحث دوم بدیع و تازه است. با توجه به دشواریهای بحث، نگارنده از انتقادات و تذکر کاستیها و نقائص استقبال میکند.
در زمان سیّدالشّهداء(علیهالصّلاةوالسّلام) آن فداکارى و شهادت بزرگ، ارزش مضاعف داشت؛ چون حقیقتاً در آن روزها محصول زحمات پیامبر(ص) در حال از بین رفتن بود و فداکارى حسینبنعلى(ع) و یاران آن بزرگوار، مانع از چنین کارى شد.
بعضى از زمانها این گونه است که مجاهدت در راه خدا و شهادت در راه او، ارزش مضاعف دارد و دو برابر و چند برابر است. مثلاً یک ظرف آب گوارا که در حالت طبیعى هم با ارزش است، اما در یک تابستان گرم، آن هم براى انسانى که مدتى تشنگى کشیده، بخصوص اگر آن انسان بیمار هم بوده و در جایى باشد که آب در آنجا کم است، این یک ظرف آب گوارا چند برابر ارزش پیدا مىکند. بنابراین، همه جا قیمتها یکسان نیست، بلکه شرایط متفاوت است.
یقیناً یکى از مناسبتهاى مهم جمهورى اسلامى - که بسیار هم داراى تناسب است - همین روز اسرا و مفقودان است که با خاطرهى تاریخى آن مناسبت دارد. همه مىدانید که در روز یازدهم محرّم، یکى از عظیمترین فاجعههاى تاریخ اسلام به وقوع پیوست. اسارتى اتفاق افتاد که نظیر آن را دیگر ملت و تاریخ اسلام ندید و به آن عظمت هم نخواهد دید. کسانى اسیر شدند که از خاندان وحى و نبوّت و عزیزترین و شریفترین انسانهاى تاریخ اسلام بودند. زنانى در هیأت اسارت در کوچه و بازارها گردانده شدند که شأن و شرف آنها در جامعهى اسلامىِ آن روز نظیر نداشت. کسانى این عزیزان را به اسارت گرفتند که از اسلام بویى نبرده بودند و با اسلام رابطهیى نداشتند و خبیث ترین و پلیدترین انسانهاى زمان خودشان بودند. در روز یازدهم محرّم، خاندان پیامبر و علىبنابىطالب(علیهمالسّلام) به اسارت دچار شدند و این خاطره بهعنوان یکى از تلخترین خاطرهها، براى ما تا امروز و تا آخر مانده و خواهد ماند.
البته، اسارتِ آن روز با اسارتِ امروز فرق داشت. اسارتِ امروز همین است که سربازى، افسرى، رزمندهیى یا - وقتى اسیر گیرنده رژیم منحوسى مثل رژیم بعث باشد - غیرنظامىیى، مدتى در زندان و اسارتگاه قرار مىگیرد و از اهل و خاندان خود دور مىماند. البته سخت است؛ اما با اسارتِ آن روز، از زمین تا آسمان فرق دارد. در روز یازدهم محرّم، اسارت دسته جمعىِ زنان و کودکان و مردانى که باقى مانده بودند، بود؛ اساراتى توأم با تحقیر و اهانت و گرسنگىدادن و سرمادادن و گرمادادن و اذیت کردن و در کوچه و بازار گرداندن و در سختترین شرایط آنها را نگهداشتن و شماتت کردن و از این قبیل.
تا پیش از اسلام مدرکی دال بر خط و سواد داشتن عربهای حجاز نیست، ولی از عربهای شمالی عربستان ۵ مدرک که کهنهترین آنها مربوط به ۵۱۲ میلادی است، بدست آمده. از عربهای جنوبی (مردم یمنی) نیز آثاری بدست آمده است که با حروف مسند مینوشتند. مردم حجاز که بر اثر صحرانشینی از نوشتن خط بیبهره ماندند. اما اندکی از آنها که کمی پیش از اسلام به عراق و شام میرفتند نوشتن را از آنها آموختند و عربی خود را با حروف نبطی یا سریانی و عبرانی مینوشتند. برای نمونه سفیانبن امیه که از بازرگانان آن دوره بود از کسانی بود که خط سریانی را به حجاز آورد.
هوای آزاد به آن مقدار ، مدت ، و ویژگی ها که برای انسان ، گیاه یا حیونات خطرناک بوده وبرای اموال مضر ویا به طور غیرقابل قبولی مخل استفاده ی راحت از زندگی واموال گردد. با توجه به تعریف فوق نوع ، کمیت ، ویژگی ها وزمان تماس در تاثیر آلوده کننده ها بر انسان ومحیط اهمیت پیدا میکند. اگر به بوده وشرایط مناسبی را ایجاد می نماید و گاه نیز باعث تشدید آلودگی می شود. باد یکی از عوامل مهم در متن پررنگ گازکربنیک (CO2) بخار آب ونیتروژن آزاد که همه ی این ها بی آسیبند اگر سوختها مقداری گوگرد هم داشته باشند اندکی انیدریدسولفورو (SO2) نیز باقی می گذارند. که اگر با هوا ورطوبت نیز تماس پیدا کند ، تبدیل به اسید خورنده ای می شود. برای آنکه احتراق کامل صورت گیرد ماده ی سوختی باید از هوای کافی برخوردار باشد ، هوایی که بتواند عمل اکسیداسیون یا « اکسایش » را در حرارت بالا ، خوب وکامل انجام دهد. البته پیدا کردن چنین شرایطی دشوار است ، به ویژه اگر سوخت چیزی جامد باشد. از این رو ، احتراق ناقص صورت می گیرد ودر نتیجه ، دود تولید می شود. زغال سنگ خشک ، آنتراسیت وزغال کک ، بدون آنکه دودی تولید کنند ، به خوبی می سوزند زیرا دارای هیچ ماده ی فراری نیستند. ولی زغال سنگ های معمولی ، که در حرارت نسبتا کمی تجزیه می شوند ، از خود گاز وماده ی قیری رها می کنند. این گاز وماده ی قیری با غبار وخاکستر بهم می آمیزند وتولید دود می کنند. هوای شهرها پر است از ذره های جامد بسیار ریزی که در فشا شناورند ، ولی همه ی آنها دود نیستند. این ذرات عبارتند از گرد وغبار ومواد سبزه یا موادی دیگر.
اتم و انرژی هستهای مسئلهای جدید و نو نیست، بلکه کشف و تحقیق در این باره به حدود یک قرن پیش میرسد.
در واقع مبحث اتم مربوط به زمان کنونینیست، شاید برایتان جالب باشد بدانید که 2300سال پیش یک فیلسوف یونانی به نام(دموکریتوس) به پدیده اتم پی برد. اتم در زبانیونانی به معنی تقسیمناپذیر است. به این ترتیبوجود اتم را در تفکرها پروراند. سپس در سال1808 جان دالتون نظریه اتمی نوین را ارایهکرد تا نوبت به ارنست رادرفورد رسید او با تحقیقو بررسی خود به انرژی هستهای امروزی دستیافت لذا او را پدر انرژی هستهای مینامند.
در این مقاله به زندگی شخصی و تحقیقات ویمیپردازیم.
تولد یک دانشمند
ارنست رادرفورد در 30 آگوست 1871 درحومه برایت واتر شهر نلسون واقع در ساحلشمالی جزیره جنوبی زلاندنو به دنیا آمد. اوچهارمین فرزند از دوازده فرزند جیمز و مارتارادرفورد نیوزلندیهای نسل اول بود که ازکودکی از اسکاتلند به زلاندنو آمده بودند.خانواده رادرفورد معتقد به مسیحیت و با فرهنگو جدی در رفتن به کلیسا بودند. آنها احساسخوشبختی میکردند و این خانواده پرجمعیتچهارده نفری در انجام کارهای روزمره خانوادهشرکت میکردند. پدر و مادر سعی در ارتقایسطح علمی فرزندانشان داشتند. آنها علیرغماینکه در کشاورزی فعالیت داشتند و ساعتهایمتمادی مجبور به کار در مزرعه خود بودند، دستاز مطالعه کتب مذهبی و علمی برنمیداشتند.
۱- تعریف دکتر فرج ا... محمودی مجله رشد جغرافیا شماره۱۶: در تعیین ویژگی بیابانها دو عنصر بارش ودما نقش اساسی دارد وبیابان با توجه به شرایط پیکر اقلیمی و زیستی به حالت کم آبی و خشکی که علت کاهش پوشش گیاهی ودر نتیجه حیات حیوانی است گویند .
۲- دکتر محمود لاجوردی مجله رشد جغرافیا شماره ۳۶: مناطقی که به سبب کمبود آب وخاک وپوشش گیاهی ناچیز توانایی حفاظت موثر از زمین را در برابر تخریب عوامل اتمسفری را ندارند مناطق خشک (بیابانی) گویند.
۳- دکتر پرویز کردوانی کتاب مناطق خشک جلد اول صفحه ۲: بعضی سعی کرده اند با توام نمودن چند ویژگی مناطق خشک را تعریف کنند و بر این اساس مناطقی را که بارندگی در آنجا کم صورت می گیرد میزان ریزشهای از تبخیر سالانه کمتر و آب قابل استفاده مجدد ومنطقه از لحاظ پوشش گیاهی فقیر و یا فاقد آن است و غیره... اما اینها هیچکدام نمی تواند یک تعریف جامع ودقیق وقانع کننده ای باشد که بر اساس آن بتوان حد ومرز مناطق خشک را به طور دقیق تعیین کرد زیرا:
۱- ویژگی های مناطق خشک متنوع ومتعدد است. ۲- مسائلی در راه شناخت ویژگی های اقلیمی و نیز تعیین حد ومرز مشخص مناطق خشک وجود دارد از آن جمله موارد ذیل :
الف – ناچیز یا ناکافی بودن ایستگاه های هو اشناسی در مناطق خشک و در نتیجه عدم اطلاعات کافی .
ب – تغییرات بسیار زیاد بارندگی در سالهای مختلف
ویژگی های آب وهوایی مناطق بیابانی
سرزمین های خشک که بیشتر بیایان های زمین را در بر می گیرد، به وسیله ی الگوهای جهانی جو ، بوجود می آیند. بیابان های جهان ما، تنها در انحصار عرض جغرافیایی ، طول جغرافیایی و یا ارتفاع خاصی نیستند؛ در صورتی که می توانند در سرزمین های نزدیک قطب تا سرزمین های نزدیک استوا واقع شوند. جمهوری خلق چین، هم دارای مرتفع ترین بیابان به نام کیدم دپریشن [1] با ارتفاع 2600 متر بالاتراز سطح دریا می باشد ؛ و هم یکی از پست ترین بیابان ها به نام تورپن دپریشن [2] با 150 متر بالاتر از سطح دریا را دارا است.
بیابان ها تنها در سطح زمین محدود نمی شوند؛ الگوی گردش جوی سیارات دیگر با پوششی از گازها، به، دوران آنها، کجی محورشان، فاصله ی آنها از خورشید، غلظت و ترکیب اتمسفری آنها، بستگی دارد . تمام سطح مریخ به جز نواحی قطبی آن، بیابانی است . زهره نیز ممکن است دارای بیابان هایی باشد .
انواع تپه ها
کاربرد تصاویر ماهواره ای لندست از فضا و عکس های هوایی و عکس های زمینی نشان می دهد که بیابان های موجود در دنیا افزایش یافته است. این عکس ها پنج نوع اساسی از تلماسه ها را مشخص می سازد: هلالی، طوای، ستاره ای، شلجمی و سهمی.